![]() |
|
![]() |
|
در کمونیست شماره ی ۱۲۱ مورخه ی ۳ آذر ۱۳۸۵ "حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست"، نوشته ای از طرف رحمان حسین زاده، دبير کميته کردستان این حزب درج گردیده است تحت عنوان «سنندج و دو اتفاق» (احمدی نژاد رفت، گارد آزادی ماند). آنچه در این نوشته از اهمیت برخوردار می باشد نه اشاره ی نویسنده به اتخاذ تدابیر امنیتی دو چندان رژیم بمنظور ورود احمدی نژاد به سنندج و یا بیان مجدد باورهای خلق رزمنده ی کرد در قبال سرکردگانی همچون رئیس جمهور ایران و دولت متبوع اش، بلکه نگاه دبیر کمیته کردستان "حککا – ح" نسبت به وظایف عملی واحدهای "گارد آزادی" می باشد. "حزبی" که بعد از گذشت یک سال از عمر این واحدها هنوز نتوانسته و یا نخواسته است کوچکترین مانع ای در برابر تعرضات رژیم به جنبش های انقلابی بوجود آورد و نقش موثر و سازنده ای را ایفاء نماید. بر اساس مصوبات "حککا – ح"، هدف واحدهای "گارد آزادی" بر آن است تا دست اندازی های رژیم را از جان و مال کارگران و زحمت کشان کوتاه نمایند؛ می خواستند و یا می خواهند محله ها را توسط واحدهای "گارد آزادی" تحت سیطره خود در آورده و دشمن را پس زنند!!! اینها ادعاهایی است که "حککا – ح"، در پیرامون نقش و وظایف این واحدها بیان می دارد؛ امّا در عالم واقعیات و در هنگامه ی تعرضات رژیم به جنبش های اعتراضی و یا در زمانی که سران و مقامات رژیم جلسات و یا مراسمی را - بمانند جلسه ی احمدی نژاد در سنندج -، در حول و حوش اهداف پلید و ضد خلقی شان برگزار می نمایند، جای واحدهای "گارد آزادی"، این بازوان مسلح "حزب" خالی بوده و بعبارتی صحیح تر، این واحدها بی وظیفه تلقی گشته و اساس و مبنای فعالیت های عملی خود را به قبل و بعد از حضور سرکردگان جنایتکاری همچون احمدی نژاد پایه ریزی می نمایند. بر مبنای تبیین "حککا – ح" از این واحدها و بر اساس نگرش رحمان حسین زاده که در نوشته ی «سنندج و دو اتفاق» آمده است، در می یابیم که این واحدها وظایف شان بر خلاف هیاهوهای تبلیغاتی، تعرض به نهادها و ارگان های سرکوبگر رژیم و دفاع عملی از مبارزات توده ها نمی باشد و سیاست و منش دیگری در مقابل شان قرار دارد. در چارچوب چنین نگرشی دبیر کمیته کردستان "حککا – ح" می نویسد که: "حضور احمدی نژاد رئیس جنایتکاران اسلامی در سنندج و حضور واحدهای گارد آزادی در روزهای قبل و بعد از حضور وی در شهر سنندج به طرز سمبولیکی صف آرایی جمهوری اسلامی و مردم و مبارزین تشنه آزادی و برابری را در مقابل هم ترسیم می کند". و در ادامه تاکید می ورزد " این دو اتفاق از دو جنسند و نقطه مقابل هم هستند. حرکت هدفمند واحدهای گارد آزادی قبل و بعد از حضور سرکرده رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی دقیقاً میخواست پیام اعتراض و تنفر عمیق 27 ساله مردم ایران و شهر سنندج را به جمهوری اسلامی یاد آور شود". بطور یقین همه می دانند که جنبش های اعتراضی ۲۷ سال است که از سوی حاکمیت امپریالیستی ایران به سبوعانه ترین شکل مورد یورش قرار گرفته است و همچنان در تیررس و لبه ی تیز حمله قرار دارند. جمهوری اسلامی ۲۷ سال است که هر ندای اعتراضی را در نطفه خفه و مبارزین و مخالفین اش را دستگیر می نماید و چوبه های دارش را همچنان بر افراشته نگه داشته است . این رژیم تا توانست کُشت، تا آنجائی که قادر بود دستگیر نمود و اعدام کرد. قشر، طبقه و یا صنفی را در ایران سراغ ندارید که از سوی رژیم جمهوری اسلامی مورد یورش واقع نگردیده باشد. همه بنوع و یا به درجاتی مورد اذیت و آزار ارگان های سرکوبگر و دستگاه های چپاولگر آن قرار گرفته اند. سیاست فشار و استثمار همچنان بردوام می باشد و بموازات آنهم اعتراضات توده ای علیرغم گستردگی روزافزون و روزمره ی زور و سرکوب، بی وقفه ادامه داشته و از خود هزینه های بسیار بالایی را بر جای گذاشته است. بیش از دو دهه است که چنین وضعیتی به قاعده ی کلی جامعه ی مان تبدیل گشته است. بعبارتی از یک طرف رژیم می زند و حمام خون براه می اندازد و از توده ها کَُشته و زخمی می گیرد و از طرف دیگر ما شاهد هیچگونه پاسخ عملی ای از سوی مدعیان منافع ی کارگران و زحمت کشان نسبت به ددمنشی های رژیم نمی باشیم. با وجود حاکم بودن چنین فضا و واقعیات تلخی است که رژیم جمهوری اسلامی قادر می گردد تا سینه ی معترضین را با گلوله نشانه گیرد، سنگسار نماید، به زندان افکند و براحتی سران خود را بدون کوچکترین موانع ای به کردستان – کردستانی که در دورانی خواب آرامش را از چشمان سران حکومت ربوده بود –، روانه نماید. احمدی نژاد آمد و با خیال آسوده و بدون کوچکترین مشکلی رفت؛ امّا رحمان حسین زاده متأسفانه آنرا به پای پیروزی و افتخار "حزب" و واحدهای "گارد آزادی"اش واریز می نماید و خوشخیالانه فریاد بر آورد که واحدهای "گارد آزادی" توانستند قبل و بعد از حضور سرکرده ی رژیم ضد انسانی بمیدان آمده و پیام تنفر و اعتراض ۲۷ ساله ی مردم ایران و شهر سنندج را به جمهوری اسلامی اعلام نمایند و مضحک تر از آن اینکه آنرا بعنوان تحرک زنده جنبش انقلابی بر می شمارد!!! به باور رحمان حسین زاده و "حککا – ح"، واحدهای "گارد آزادی" در هنگامه ی یورش رژیم به جان و مال توده ها و در زمان برگزاری مراسم ریاکارانه ی سران رژیم، هیچگونه وظایف عملی ای بر عهده نداشته و فعالیت های شان به قبل و بعد از وقوع و انجام هر حادثه و مراسمی تعریف می گردد. سران رژیم از دیدگاه رحمان حسین زاده مجازاند تا بساط خویش را بدون دغدغه پهن و بعد از اتمام بهره برداری های دلخواه آنرا جمع نمایند؛ قبل و پس از آن است که واحدهای "گارد آزادی" بمیدان می آیند و اقدام به پحش اوراق "حزبی" و عکس "رهبران" شان در صفوف مردم می نمایند!!! اینها بزعم رحمان حسین زاده، همه ی وظایف عملی واحدهای "گارد آزادی" را تشکیل می دهد. نیروی مسلح ای که اساساً وظیفه ی خود را نه ضربه زدن به ارگان های سرکوبگر رژیم و دامن زدن به پراتیک انقلابی و در هم ریختن بساط پهن شده سران حکومت بلکه به قبل و بعد از حضور امثالی همچون احمدی نژاد تعیین نموده و مهمتر از آن اینکه رحمان حسین زاده چنین بی عملی مفرطی را در زرورق دو اتفاق و دو جنس، پیچیده و بدان مفتخر است و آنرا بر کارنامه ی "درخشان" فعالیت های عملی "حزب" اش واریز می نماید و تاکید می کند که احمدی نژاد رفت و "گارد آزادی" ماند؛ بدون اینکه بطور حقیقی روشن سازد که، کدام رفتنی و کدام ماندنی!!! این درست است که احمدی نژاد از سنندج رفت و سایه ی کوچک خود را با خود بهمراه برد؛ امّا هیولای زور و سرکوب ِارگان های مسلح رژیم، همچنان بر شانه های خمیده ی خلق رزمنده ی کرد سنگینی می کند و روز به روز جان و مال آنانرا مورد تهدید قرار می دهد. بر خلاف نظر رحمان حسین زاده و در عالم واقعیات باید دو صف و دو جنس را در عمل و آنهم با پراتیک انقلابی و با ضربه واردن نمودن به نیروهای دشمن نشان داد. سیاست تعرضی رژیم را نمی توان صرفاً با پخش اوراق "حزبی" و ارگان تراشی های بی بو و بی خاصیت پاسخ داد. تجربه ی چندین دهه نشان داده است که اتخاذ چنین سیاست هایی نه تنها بر عمر رژیم افزوده است بلکه جنبش های اعتراضی را بی فرجام و جوانان را فرسوده و ناامید خواهد نمود. "حککا – ح" باید طی این سال ها و با تجربه در جنگ کردستان در یافته باشد که پس زدن رژیم نه قبل و بعد از وقوع هر حادثه مرگبار و تخریب کننده بلکه در کاربست بی چون و چرای سیاست های مقابله ای فعال و تعرضی، همه جانبه و هر روزه ی نیروهای مدعی منافع ی خلق رزمنده ی کرد و دیگر جنبش های اعتراضی سراسری نهفته می باشد. دو اتفاق و دو جنس را باید در بستر اتخاذ چنین سیاست و اسلوبی توضیح داد. نظاره گری دائمی به سرکوب های ممتد رژیم در برابر خواسته های بحق و عادلانه ی خلق ستم دیده ی کرد و عدم عکس العمل بجا و مناسب در قبال آنها، ره بجایی نخواهد برد و بر خسران های تا کنونی جنبش های رادیکال و اعتراضی خواهد افزود. سیاست زور را نمی توان صرفاً با اتخاذ روش های افشاءگرایانه از کارکردهای رژیم و حمایت و پشتیانی نظری از مبارزات توده ها و یا با نظاره گری کامل پاسخ داد. سیاستی که رحمان حسین زاده بهمراه "حزب" اش سال هاست از آنها پیروی می نمایند. لینک مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت توسط شباهنگ راد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیدهاند و محترم شمردن به حقوق و ارزشهای انسانی در دنیای خود ساختهی آنان کاملاً بیمسما گردیده است. این چه زمانهای است که محرومترین اقشار جامعه میبایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند. این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایهریزی نمود که در آن انسانها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابهی سازندگان اصلی هر جامعهای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند. تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسانها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامهی حیات دهند. |
|