![]() |
|
![]() |
|
همه ی مدافعین منافع ی کارگران و زحمت کشان بر آنند تا دنیای ناعادلانه را دگرگون سازند و عدالت اجتماعی را در سراسر جهان بر قرار نمایند. بموازات آنان سرمایه داران جهانخوار از تعرض به جان و مال توده های ستم دیده نمی کاهند و بر ابعاد آن بگونه ی دهشتناک می افزایند و میلیون ها انسان را به مسلخ کشیده اند و میلیون ها تن دیگر را به سرنوشتی کور رهنمون می سازند. زورمداران و دولت مردان جهانی در اتحاد و یگانگی هر چه بیشتر، در تلاش اند تا به پاس داشتن مدرن ترین ابزار و وسائل، بر گستره ی چپاول گری های شان وسعت بخشیده و انقلاب و انقلابیون را از تعرض نسبت به خویشتن باز دارند. راه کارهای دشمن بمنظور بقاء و پایداری روشن و ثابت می باشد. ماشه ی سلاح های رنگارنگ ِدشمن در قبال ابتدائی ترین اعتراضات توده ای بی وقفه در حرکت است. دنیا را جنگ فرا گرفته است و در این میان کارگران و زحمت کشان میهنمان هم، دهه هاست که مورد وحشیانه ترین یورش ها قرار دارند. رژیم جمهوری اسلامی چهار نعل می تازد و بدلیل عدم حضور نیروهای رادیکال و دلسوز در درون جامعه، دامنه ی تعرض به توده های ستم دیده را روز به روز گسترش هر چه بیشتری می بخشد. به رگبار بستن صفوف کارگران متعرض نسبت به بی عدالتی های موجود؛ اعدام قربانیان نظام سرمایه داری در ملاعام؛ قطع دست و پا محروم ترین اقشار جامعه و بگیر و به بندهای مخالفین آینه ی تمام نمای جامعه ی کنونی ایران می باشد. در یک کلام رژیم جمهوری اسلامی در پرتو ارگان های مسلح اش، ایران را به زندانی بزرگ برای همگان تبدیل نموده است. با وجود چنین واقعیات تلخ و دردناکی نیروهای رادیکال چپ خارج از کشور بر آن باورند که با برگزاری "کنگره"، "پلنوم.."، "نشست عمومی" و بدنباله ی آن با تصویب قطعنامه های گوناگون می توانند نقش موثری بر جنبش های اعتراضی داخل کشور ایفاء نمایند. متأسفانه بیش از دو دهه است که چنین روش و اسلوبی به عنوان وظیفه ی روتین و اساسی سازمان های موجود در خارج از کشور تلقی گشته و هر یک از آنان بنابه قرار و مدارهای درونی، هر ساله و یا چند ساله گرد هم آمده و این فریضه را بدون وفقه عملی می نمایند. بدون شک سازمان دادن جلسات متعدد تا آنجایی که به بررسی کارکردهای گذشته بمنظور پرش بجلو بر می گردد، نمی تواند جای هیچگونه سئوال و یا شبهه ای باشد؛ امّا آنچه که در این میان سئوال بر انگیز می باشد و ذهن هر انسان آزاده و کمونیستی را بخود جلب می نماید این است که نتایج و دستاوردهای تا کنونی چنین تجمعاتی در چیست و تا چه اندازه این جلسات توانسته اند بر مبارزات حق طلبانه ی کارگران و زحمت کشان تأثیر مثبتی بر جای بگذارند؟ آیا تصویب صدها قطعنامه باعث گردیده است تا پاسخی در خور مناسب به ارگان های سرکوبگر رژیم دهد؟ و .... در منطق کمونیست های راستین، مرور و عقب به گذشته بمنظور بازشناسی نادرستی ها از اولویت هاست. متدی که بزرگان مارکسیسیم – لنینیسیم و مدافعین واقعی و جدی طبقه ی کارگر در عمل آنرا پیشه ی خود ساختند. مدافعین جدی ای که با نفی نادرستی ها و جایگزینی ایده های رهائی ساز قادر گردیدند، مبارزات توده های ستم دیده را رادیکالیزه نمایند و ارگان های سرکوبگر رژیم را به چالش جدی بکشانند؛ توانستند تعرض ضد انقلابی رژیم را با تعرض انقلابی پاسخ گویند و کمونیزم را به باوری، عمومی تر تبدیل نمایند. این تفاوت ها را می توان علیرغم گذشت دهه ها از آن، بخوبی مشاهده نمود. دو منطق نسبت به نقش آفرینی و انجام تعهد، دو منش در برخورد بمنظور صیقل و انسجام بخشیدن هر چه بیشتر نیروهای درونی، دو تفکر و باوری پیرامون یگانگی و اتحاد در صفوف نیروهای انقلاب و بموازات آنها دو پراتیک ماهیتاً متفاوت بازگو کننده ی این حقایق اند. نگرشی بر این پایه استوار بود که باید بمیان توده ها رفت و ددمنشی های نیروهای مسلح را پس زد و تفکری کاملاً مغایر با آن سال هاست که خود را در چنبره ی برگزاری جلسات متفاوت، در خارج از کشور غرق نموده است و خوش خیالانه انگیزه ی "رهبری" مبارزات اعتراضی توده ها را در سر می پروراند. این تصویر واقعی همه ی نیروهای رادیکال چپ ِخارج از کشوری می باشد. بیلانِ کارکردهای تا کنونی و پراتیک چندین دهه ی همگان، خود ملاکی است بر توضیح واقعیات. واقعیات تلخی که از یک سو در آن هیچگونه چشم انداز و نمودارهای تعرض عملی علیه ی نیروهای مسلح رژیم را نمی توان مشاهده نمود و از سوی دیگر نتایج گردهمائی های پر آب و تابی تحت عنوان "کنگره"، "اجلاس"، "نشست شورایعالی"، "مجمع" و غیره از بار و وظیفه ی اصلی خویش تهی بوده و تا کنون نتوانسته اند هیچ گونه تأثیر و نقشی بر مبارزات توده های ستم دیده بر جای بگذارند. بی گمان تأسف آور می باشد که انرژی های بسیار زیادی در جهت امیال و تمایلات گروه طلبانه، ترویج و رواج شخصیت پرستی سازمان می یابد. دلائل چنین وضعیتی نشاندهنده ی آن است که باورها و وظایف عملی، امروزه از سوی چپ ِخارج از کشوری به گونه ای دیگر تعریف می گردد. سازماندهی و وظیفه نه بر اساس ایجاد ارتباط گیری با پایه های اجتماعی، تأثیر گذاری و دخالت گری عملی مستقیم بر اعتراضات توده ای، بلکه در صدور فرامین و تحریف واقعیات درونی فهمیده می شود. با حمل چنین نگرشی دامنه ی جدیت و بیان حقیقت از سوی نیروهای موجود چپ ِخارج از کشوری، روز به روز کم رنگ تر و محدودتر می گردد. تا چه مدت نگاه توده های ستم دیده و جوانان باید به صدور قطعنامه ها، تشکیل کمیته های گوناگون و "گاردهای آزادی" بدون سلاح و بی عمل خیره شود؟ در حالی که مارکسیست – لنینیست وظایف بس سترگی را در برابر همگان قرار داده است. بررسی و تجزیه و تحلیل اوضاع جامعه، نگاه و به چالش کشیدن سیاست های نافرجام و ناصحیح تا کنونی و ارائه ی راه های برون رفت از بن بست مبارزاتی، بیانگر تعهد و جدیت هر سازمان رادیکال نسبت به تنها ایدئولوژی ظفرنمون مارکسیست – لنینیست می باشد. اسلوب و متدی که متأسفانه دهه هاست، از سوی همه ی سازمان های رادیکال موجود در خارج از کشور، آگاهانه به کنار گذاشته شده و بهمین اعتبار آنها را به سازمانی در خود تبدیل نموده است. امروزه نگاه و بررسی به واقعیات بطور یک جانبه و همچنین بگونه ی غرض ورزانه جایز نیست و باید آنها را با تمام وجود بکنار نهاد و با تعهد و مسئولیتی صد چندان با محیط پیرامون خود برخورد نمود. هدف آن نیست تا نفی گرا باشیم و یا هر آنچه را که صورت می گیرد، غیر مسئولانه بر روی همه ی آنها خط بطلانی کشیده و آگاهانه چشمان خود را بر حداقل فعالیت های انجام شده به بندیم و همه ی آنها را به سخره بگیریم، تا بر بی وظیفه گی خود در خارج از کشور سرپوش بگذاریم. باید با دیده ی دگرگونه و تأثیرگذار به مسائل نگریست و مهمتر از آن از دریچه ی مصلحت و منعفت طلبی جنبش های انقلابی، اوضاع و احوال را مورد بررسی قرار داد. با این اوصاف هر انسان کمونیست و آزاده بعد از حیات چندین دهه در خارج از کشور باید به این جمع بند دست یافته باشد که وجود و فعالیت هر سازمان سیاسی، بمراتب – بهر درجه و میزانی – سودمندتر از عدم وجود و فعالیت شان در خارج از کشور می باشد. این واقعیات را باید با صراحت تمام اعلان نمود و از تخریب و تحریف واقعیات دوری جست. در زمانه ای که سرمایه داری با گرایشات متفاوت در سرتاسر جهان یورش همه جانبه ای را علیه ی کارگران و زحمت کشان و یگانه ایدئولوژی رهائی بخش – مارکسیسیم، لنینیسیم – سازمان داده است، وظیفه ی هر سازمان، انسان آزاده و کمونیستی است تا به سهم خود و با هر حد و توانی بمقابله با بی عدالتی ها برخیزد؛ وظایف روشنگری خود را با درایت تمام انجام دهد؛ اهداف پلید و شوم سرمایه داران و دارودسته های رنگارنگ شانرا که موذیانه به درون جنبش های اعتراضی - توده ای رخنه نموده اند را بر ملا سازد و مهمتر و با اهمیت تر از همه آنها در جهت تحقق سیاست هایش گام های عملی و موثرتر بر دارد. زمانه، زمانه ی بی عملی – بهر میزانی – و صرف گفتار بی پشتوانه و گوشت دم توپ قرار دادن توده ها در مقابل ارگان های سراپا مسلح رژیم، بزرگ نمایی و خود محور بینی نیست. این ها با منطق کمونیست ها سازگاری ندارد. تئوری های زیبا و دلنشین تا زمانی که به صحنه ی عمل در نیآید، از تأثیر گذاری و بسیج شونده بدور خواهد ماند. بی تردید یگانه روش راهبردی در دنیایی که ماشین جنگی کُشتار انسان ها روزانه و با شتابی بی وقفه جان صدها انسان بی گناه را در کام خود فرو می بلعد، نمی تواند به فعالیت های صرف سیاسی – تبلیغی آنهم در محیط های غیر خودی خلاصه گردد. نمرکز و اهمیت دادن بیش از اندازه به این عرصه از فعالیت و نادیده گیری کامل به عرصه ی عملی باعث گردیده است تا بر عمر رژیم جمهوری اسلامی بی افزاید و در مقابل زندگی میلیون ها کارگر و زحمت کش فلاکت بارتر گردد. جنبش های اعتراضی در ایران، طالب فعالیت های گسترده ی عملی و سازماندهی دگرگونه ساز از سوی مدافعین اش می باشد. تجربه نشان داده است که فعالیت های گروهی و سازمانی، بدون همیاری و همکاری گسترده با دیگران بمنظور برون رفت از وضعیت کنونی ناممکن می باشد. نیروهای سیاسی موجود خارج از کشور بدن نیمه جان خود را در پوسته ی بسیار ضخیمی قرار داده اند که بدلیل منافع ی گروهی و جاه طلبانه ی شان، حاضر به در هم شکستن و خرد کردن آن نیستند. رنگ و جلاء و القاب دادن به نشست هایی همچون "گنگره امید"، "الگوی کنگره یک حزب سیاسی..." که اخیراً از سوی "حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست" در حول و حوش کنگره ی اول شان طرح گردیده است، کارساز نیست و نمی تواند دلیلی بر راهگشائی باشد. کنگره "امید" و "الگو" باید دریچه های امید را در میان توده های ستم دیده باز نماید و بگونه ی عملی الگو باشد. باید تجلی آنرا در تعرض به ارگان های سرکوبگر رژیم، این حافظان بقای سلطه ی امپریالیستی در ایران به عینه مشاهده نمود. پس زدن رژیم در چنین بستری ممکن پذیر می باشد. توهم زدایی را باید کنار نهاد و از سر و صدا و گرد و خاک پاشی سیاسی در صفوف نیروهای موجود در خارج از کشور دوری جست. کنگره "امید" و یا کنگره ی "الگو" باید از یک سو سیاست های ناصحیح و نافرجام گذشته را بدون پرده پوشی اعلان و آنرا از خانه ی خویش جاروب نماید و از سوی دیگر ابزار مناسب تعرض به رژیم را با تمام قوا و وجود در دست گیرد و بدان عمل نماید. چاره ی کار در اتخاذ چنین سیاست هایی نهفته می باشد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت توسط شباهنگ راد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیدهاند و محترم شمردن به حقوق و ارزشهای انسانی در دنیای خود ساختهی آنان کاملاً بیمسما گردیده است. این چه زمانهای است که محرومترین اقشار جامعه میبایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند. این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایهریزی نمود که در آن انسانها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابهی سازندگان اصلی هر جامعهای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند. تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسانها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامهی حیات دهند. |
|