تبليغاتX
تریبون شما - در حول و حوش گذشته و نگاه به چند شعار!

نگاه و مرور به گذشته از آنجا اهمیت پیدا می‏کند تا بدانیم آنچه را که گفتیم و انجام دادیم، تا چه اندازه بر خلاف و یا همردیف با قانونمندی‏های فکری‏مان بوده است. بنابراین بدون دقت لازمه در حول و حوش سیاست‏ها، تاکتیک‏ها و شعارها نمی‏توان بر نارسائی‏های کار واقف گردید و بر درستی‏ها پای فشرد. به همین دلیل است‏که مرور چندین باره و پائیدن به عقب از زمره وظایفِ هر کمونیستی تلقی می‏گردد. بهرحال علیرغم چنین نگرشی مجاز نیستیم تا به بهانه‏ی نگاه به گذشته، حال را رها سازیم و با سستی‏ها و ناکرده‏های گذشته، خود را مشغول نمائیم؛ سیاستی که نیروهای کمونیستی و بویژه مدافعین ت. م. م در دوران متفاوت بعنوان اسلوب و متد خود بر گزیدند.  

از یک‏طرف اعتقاد بر آن است‏که نقدِ جدی و عمقی، به کمک‏مان خواهد آمد و از طرف دیگر بدون دخالت‏گری‏های روزانه به هر میزان و توانی هم نادرست می‏باشد. اینکه همواره باید عقب را پائید، نه تنها  - در هیچ پروسه و شرایطی – غیر منطقی نمی باشد، بلکه مفید و ضروری‏ست؛ امّا در جا زدن و نگاه ایستایی به گذشته و درگیر نشدن به شیوه‏ی فعالِ هم، نا صحیح‏ست. طبعاً می‏بایست ارتباط این دو مفوله را بدرستی در دستور کار خود قرار داد و از برخورد و پاسخگوئی به حوادث روزانه فاصله نگرفت. جداسازی هر یک از این دو مقوله، در حقیقت بمعنای عدم انطباق حال با گذشته به حساب خواهد آمد و لازم است تا هر عنصر کمونیست، پای‏بندی و رابطه‏ی سنجیده و دقیقِ این دو را در تمامی دوران مبارزاتی و مکانی، در عمل نشان دهد. بی تردید مقوله‏ی تئوری و پراتیک و رابطه‏ی هر یک از آنها را می‏توان در شرایط و فضایی دیگر مورد بررسی و کنکاش قرار داد. امّا آنچه که در شرایط فعلی مرا مجاب نموده است تا به گوشه‏هایی از آنچه بر ما رفته است بپردازم، عکس‏العمل بنابجا و تفکرات بغایت نخریب کننده و غیر سازنده‏ی جریانی‏ست که در گذشته بدان تعلق داشتم. واضح است و می‏دانم که اینگونه نقدها تا مادامیکه در عرصه‏ی عملی مورد سنجش و قضاوت قرار نگیرد، ره بجائی نخواهد بُرد و نه تنها پاسخگوی هزاران معضلات و مشکلات عدیده‏ی جنبش‏های اعتراضی جامعه‏ی‏مان نمی‏باشد، حتی راه‏انداز و حلالِ، گیر و پیچ‏های فکری – عملی مدافعین تئوری مبارزه مسلحانه هم نخواهد بود.   

از منظر مارکسیست – لنینیست‏ها شعارها بیان فشرده‏ی سیاسی – تئوریک، هر جریان انقلابی‏ست. بنابراین شعاری می‏تواند در حوزه‏های متفاوت تأثیرات خود را در میان اقشار جامعه بر جای بگذارد که از بطن واقعیات و نیازمندی‏های حاکم بر جامعه‏ی‏مان برخاسته باشد. بر اساس چنین باوری هر جریان سیاسی در هر مرحله‏ای از انقلاب، سازمان دلخواه‏ی خویش را حول دو نوع شعار، سازمان می‏دهد. شعارهایی که در واقع نقش اساسی، کلیدی و استراتژیک دارند و تا مادامیکه مناسبات حاکم بر جامعه بنیاناً دستخوش تغییرات نگردیده است، آن شعارها بقوت خود باقی‏ست و به تبع از آن شعارهایی هستند که در بستر وقایع و حوادث سیاسی روزانه تعیین گردیده و یا بعبارتی شعارهای تاکتیکی می‏باشند، که لحظه‏ای و قابل تغییراند.

با این اوصاف تمیز دادن هر یک از این حوزه‏ها می‏تواند مانع‏ی اختلالات سیاسی – مبارزاتی گردد و هر جریان سیاسی را یک گام به اهداف‏اش نزدیک‏تر سازد. با علم به این دو پروسه پیرامون شعارهاست که باید دریافت معتقدین ت. م. م از هنگامه‏ی تغییر روبنائی در جامعه و تعویض رژیم شاهنشاهی با رژیم جمهوری اسلامی سیاست‏ها و شعارهای‏شانرا بر مبنای کدام سیاست پایه‏ریزی نمودند و تا چه اندازه پای‏بندی خود را بگونه‏ی عملی و در عرصه‏ی استراتژیک - تاکتیکی بنمایش گذاشتند. 

ت. م. م بر این باور است، تا مادامیکه سلطه‏ی امپریالیسم بر تار و پود جامعه‏ی ایران حاکم می‏باشد و تا مادامیکه حافظ بقای آن یعنی ارتش امپریالیستی بعنوان ارگان سرکوب اعتراضات توده‏ای بالکل در هم شکسته نشده است، هر رژیمی و با هر شکل و شمایلی بر سر کار آید، وظیفه‏ای جز تحکیم مناسبات و روابط سرمایه‏های امپریالیستی بر عهده ندارد. در این میان رژیم جمهوری اسلامی گواهی بر این مدعاست و کارگران و زحمت‏کشان شاهد بوده‏اند که چگونه هنگامیکه خیزش‏های اعتراضی سال‏های ۵۶ و ۵۷ علیه‏ی نظام شاهنشاهی بالا گرفت و می‏رفت تا بر پایه‏های نظام امپریالیستی خدشه‏ای وارد سازد و بساط آنانرا بر چیند، امپریالیست‏ها را وادار نمود تا در یک نقشه‏ای حساب شده – در کنفرانس گوادلوپ -، شاه و سلطنت‏اش را از صحنه‏ی جامعه‏ی ایران حذف نمایند و رژیم جمهوری اسلامی را بر سر کار گمارند، بدون اینکه بر شریان‏ها و شالوده‏های اقتصادی – اجتماعی جامعه‏ی‏مان صدمه‏ای وارد گردد.  

در حقیقت شاه رفت؛ امّا سرمایه‏های امپریالیستی پا بر جای ماند و همچنان به استثمار کارگران و زحمتکشان ادامه داد. شاه رفت، امّا ارتش سرکوبگرش دست نخورده باقی ماند؛ ارتشی که وظیفه و ماموریت‏اش حفظ و حراست از سرمایه‏های امپریالیستی و وابسته بود. با درک از نقش و وظیفه‏ی ارتش ارتجاعی بعنوان ارگان سرکوب و بقای سلطه‏ی امپریالیسم در ایران بود که در کتاب م. م.  ه. ا. ه. ت آمده است‏که: "برای شکست ارتجاع باید توده‏های وسیع روستائی را بمیدان مبارزه کشید. برای شکست ارتجاع باید ارتش ارتجاعی را شکست داد. برای شکست ارتش ارتجاعی باید ارتش توده‏ای داشت. تنها راه شکست ارتش ارتجاعی و تشکیل ارتش توده‏ای، مبارزه چریکی طولانی است و جنگ چریکی نه از نقطه نظر استراتژی نظامی و بمنظور شکست ارتش منظم و نیرومند، بلکه از نظر استراتژی سیاسی بمنظور بسیج توده ها نیز لازم است. امر سیاسی و امر نظامی بنحو اجتناب ناپذیر و ارگانیک در هم ادغام می شوند. از یک‏طرف شرط پیروزی مبارزه مسلحانه بسیج توده‏ها است – چه از نظر سیاسی و چه از نظر نظامی – و از طرف‏دیگر بسیج توده‏ها جز از راه مبارزه مسلحانه امکانپذیر نیست". 

بر مبنای چنین باوری بود که معتقدین ت. م. م اعلام نمودند که اگر چه جنبش اوج گرفته‏ی توده‏ای در دوران هرج و مرج، معادلات چندی را در درون جامعه بر هم زده است و دستآوردهای را به ارمغان آورد؛ امّا اعتقاد داشتند که سرمایه‏داران وابسته در لباسی دیگر بمیدان آمدند و در حال انجام وظیفه‏اند؛ بر این نظر بودند که کار بست شیوه‏های تعرضی همگانی‏تر گردیده است و بعنوان ابزاری که متضمن دفاع از حق و حقوق خلق‏های ستمدیده‏ی‏مان می‏باشد، در دستور کار قرار گرفت. در مقابل رژیم هم از سرکوب توده‏ها باز نماند و در چهارچوبه‏ی سیاست‏های ضد خلقی‏اش، سلاح‏ها را علیه‏ی کارگران و زحمت‏کشان بکار گرفت و با شتابی هر چه گسترده‏تر به ترمیم سرمایه‏های امپریالیستی پرداخت؛ بر استثمار کارگران شدت بخشید و بر بار مصائب و مشکلات دهقانان افزود. زنان را در اسارت دهشتناک‏تری قرار داد و به دانشگاهها تعرض نمود و بالاخره هر اعتراضی را با گلوله پاسخ داد و جنگِ خانمان براندازی را علیه‏ی کارگران و خلقهای تحت ستم‏مان سازمان داد.

با این اوصاف سیاستِ عملی در مقابل رزیم سراپا مسلح چه می‏توانست باشد؛ آیا صرفاً با تغییر ظاهری و با علم به تداوم مناسبات ظالمانانه، می‏بایست دست روی دست گذاشت و کار انقلابی را متوقف نمود و واقعیات و عمق را رها ساحت و شاهد در خون غلطیدن هر چه بیشتر کارگران و زحمت‏کشان و فرزندان‏شان در جنگی نابرابر بود و یا اینکه می‏بایست در مقابل رژیم خشن و دیکتاتوری‏ای همچون رژیم جمهوری اسلامی سیاست تعرضی را اتخاذ نمود و به تبع از آن دشمنان توده‏های ستمدیده را در هر لباس و رنگی افشاء و طرد نمود؟ در پرتو چنین وظیفه‏ای بود که تعدادی از رفقا همزمان با تغییر و تحولات در درون جامعه، راه خود را با لمیدن انقلاب و غاضبین پر افتخار سازمان چریکهای فدائی خلق ایران جدا نمودند و با بر شمردن خطوط کلی انقلاب و با تاکید بر شیوه‏های در هم کوبنده و تعرضی مبارزه، حول شعارهای محوری‏ای همچون مرگ بر رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی؛ زنده مبارزه مسلحانه که تنها راه رسیدن به آزادی‏ست و بر قرار باد جمهوری دمکراتیک خلق برهبری طبقه کارگر، سازمان دلخواه‏ی خود را پای ریختند. 

روشن بود که طرح هر گونه شعاری بخودی خود نمی‏توانست تمامی وظایف یک جریان انقلابی و صدیق را تشکیل دهد و تفاوت آنانرا با دیگر جریانات اپورتونیستی منفک نماید. بنابراین سازمان سیاسی جدی و دگرگونه‏ساز موظف بود تا تاکتیک‏ها و ابزارهای متناسب با شرایط را تعیین و حول آن، به سازماندهی نیروهای درونی می‏پرداخت و توده‏ها را مورد خطاب قرار می‏داد؛ شعارهایی که می‏بایست در جهت تحقق آنها گام‏های عملی بر داشت و وفاداری عمیق خود را در عمل بنمایش گذاشت امّا متأسفانه باید اذعان نمود که هیچ یک از آن هدف‏های مبارزاتی رشد یابنده از جانب «چفخا»، بمرحله‏ی عمل در نیآمده است و در انبان گفته‏ها باقی ماند. در آنزمان چریکهای فدایی خلق علیرغم ارائه‏ی تحلیل سیاسی صحیح از حاکمیت امپریالیستی، در پیاده نمودن و سازماندهی حول آنها کاملاً از خود سستی بخرج دادند و در عمل فاصله‏های بسیار زیادی با بینان‏های فکری‏شان گرفتند.

به عبارتی دقیق‏تر «چفخا» تصویر و تاکتیکِ سازمانی صحیحی‏ای از مرحله‏ی انقلاب ضد امپریالیستی – در سال ۵۸ - ایران، ارائه نداد؛ تصویر و تاکتیکِ ارائه شده از جانب «چفخا»، تاکتیک مسالمت‏آمیز و غیر نظامی بود. تاکتیکِ در جهت گسترش جنگ‏های انقلابی و آزاد سازی مناطق نبود. به همین دلیل نتوانست سازمان را به سمت بسیج و آزاد سازی نیروها رهنمون سازد و به تبع از آن پاسخگوی معضلات عملی جنبش‏های اعتراضی گردد. دنباله‏روی از جنبش به خصیصه‏ی ذاتی همه‏ی سازمان‏ها و از جمله «چفخا» تبدیل گشته بود؛ تئوری‏ای که می‏بایست نقش راهگشائی را ایفاء نماید، به خرده‏کاری مفرط و بی برنامه‏گی عملی در غلطیده بود. به همین دلیل بر طرح نظرات و شعارهایی از قبیل "پیش بسوی تشکیل هسته‏های مسلح کارگری" اصرار داشت که فاقد زمینه‏های مادی در ایران تحت سلطه بود. بنابراین نگاه جداگانه به بعضی از شعارها بی مناسبت نمی‏باشد و بنوبه‏ی خود می‏تواند تا حدودی ما را از انحرافات‏‏مان آشنا سازد.

شعار "پیش بسوی تشکیل هسته‏های مسلح کارگری"

موقعیت طبقه‏ی کارگر و تعیین ظروف سیاسی – تشکیلاتی یکی از آن موارد کلیدی‏ست که بدون پاسخگوئی صحیح بدان نمی‏توان جنبش طبقه‏ی کارگر را از وضعیت کنونی‏اش بدر آورد. طبقه‏ی کارگر ایران در طی چند دهه، از فراز و نشیب‏های گوناگونی عبور نموده است. اگر چه ابعاد و گستردگی مبارزات این طبقه از زمان حیات‏اش قابل توصیف نمی‏باشد و همواره دارند به اشکال متفاوت کارخانه‏داران و سرمایه‏داران را به چالش می‏کشانند؛ امّا تا کنون نتوانسته است به ابتدائی‏ترین خواسته‏های‏اش دست یابد. در حقیقت کارگر، بی وقفه، میادین تولیدی – صنعتی را به میدان کنش‏های طبقاتی تبدیل نموده است و هر روزه با سران حکومت سر جنگ دارد. ۳۰ است‏که برای تحقق خواسته‏های پایه‏ای‏اش دارد می‏جنگد؛ ۳۰ سال است‏که بخش‏های متفاوت کارگری دارند علیه‏ی اجحافات موجود دست به اعتراض می‏زنند؛ امّا فاقد ثمر بخشی در مبارزه و همکاری‏های لازمه با دیگر بخش‏های کارگری می‏باشند. ۳۰ است‏که کل طبقه‏ی کارگر در صحنه است، امّا فاقد اتحاد و یگانگی‏ست. به یک معنا طبقه‏ی کارگر فاقد آن روحیه‏ی همبستگی و پیوند مبارزاتی با دیگر طبقات و بویژه با هم نوعان خویش می‏باشد.

بنابراین لازم بود تا از منظر ت. م. م توضیح دهیم که اساساً طبقه‏ی کارگر در زیر سلطه‏ی نظام امپریالیستی در کدام بستر مبارزاتی و سازمانی‏ست که قادر خواهد گردید به خواسته‏های اولیه‏اش دست یابد؟

واقعیت این است‏که همزمان با ورود و نفوذ سرمایه‏های امپریالیستی، جامعه‏ی ایران کاملاً از مسیر و رشد طبیعی خود خارج گشته و ما با طبقه‏ی کارگری مواجهه گردیده‏ایم که نه در اثر رشد و شکوفائی سرمایه‏های داخلی بل با نفوذ سرمایه‏های خارجی توأم بوده است. طبقه‏ی کارگر ایران در چنین شرایطی تولد یافت و از مسیر تکامل و طبیعی خود به کجراه کشانده شد و بدنباله‏ی آن چرخه‏ی میادین تولیدی ایران نه در خدمت به نیازهای جامعه بل در جهت سود دهی هر چه بیشتر سرمایه‏داران جهانخوار کانالیزه گردید.

بالطبع کارگر در چنین مناسبات و محیطی از ابتدائی‏ترین حقوق خویش محروم می‏گردد و نهادهای کارگری کاملاً به نهادهای مدافع‏ی سرمایه تبدیل می‏گردنند و وظایف‏شان نه دفاع از حقوق حقه‏ی کارگران بل در هموار نمودن هر چه بیشتر استثمار کارگران تعریف می‏گردد. این روند و اوضاع را در هر دوره‏ای می‏توان به عینه شاهد آورد. طبقه‏ی کارگر ایران دست به اعتراض می‏زند، در مقابل مورد اذیت و آزار شدیدِ همه‏ی نهادها و انجمن‏های کارگری و دولت سرمایه‏داری وابسته بدانان قرار می‏گیرد؛ کارگر برای حقوق پایه‏ای‏اش با کارفرما چک و چانه می‏زند، در مقابل یا نیرو‏های نظامی و سرکوبگر رژیم روبرو می‏گردد. به عبارتی روشن می‏توان گفت که شکل حکومتی در ایران تغییر یافت؛ امّا در زیر بنا و در خصلت و ماهیت سرمایه ما شاهد دگرگونی بنفع کارگران و محرومان نبودیم. رژیم سلطنتی بر کنار شد؛ امّا سلطه‏ی سرمایه‏های امپریالیستی بقوت خود باقی ماند و جابجائی‏های در بالا منجر به تغییر در زندگی پائینی‏ها نگردیده است. بنابراین با علم به اوضاع زندگی دهشت‏بار کارگران در زیر سلطه‏ی رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی طرح کدام شعار می‏توانست متضمن منافع‏ی طبقه‏ی کارگر ایران باشد؛ شعاری که از یک‏سو زمینه‏ساز رادیکالیزه نمودن هر چه بیشتر مبارزات کارگری – توده‏ای گردد و از سوی دیگر جنبش‏های اعتراضی طبقه‏ی کارگر را ار انحرافات و توهمات بدور نماید؟

تئوری مبارزه مسلحانه بر این اعتقاد است‏که طبقه‏ی کارگر ایران در بستر جنگ انقلابی و مبارزه‏ی مسلحانه‏ی توده‏ای‏ست که می‏تواند به تشکلات دلخواه‏ی خود دست یابد و جامعه را به سمت رهائی سوق دهد. با این اوصاف تا مادامیکه نیروهای مدافع‏ی طبقه‏ی کارگر با پراتیک دگرگونه‏ساز خویش نیروهای سرکوبگر رژیم را مورد تعرض دائمی خویش قرار ندهند، سخن گفتن از تشکلات کارگری و صف مستقل طبقه‏ی کارگر چیزی جز به انحراف کشاندن مبارزات کارگران نبوده و نمی‏باشد. «چفخا» در سال ۵۸ در شرایطی شعار "پیش بسوی تشکیل هسته‏های مسلح کارگری" را سر داده بودند که در تخالف با بنیان‏های فکری‏شان قرار داشت؛ در شرایطی به این شعار گردن نهادند که سرمایه‏های امپریالیستی پا بر جا و رهبری اعتراضات کارگری و توده‏های ستمدیده در دست مدافعین سرمایه و اپورتونیست‏ها قرار گرفته بود؛ در شرایطی بر این شعار اصرار داشتند که در میادین تولیدی، سرمایه‏داران و کارفرمایان میدان‏دار بودند. بنابراین، این شعار نمی‏توانست با مبانی پایه‏ای تئوری مبارزه مسلحانه همطراز باشد و یک گام مبارزات کارگری را به جلو سوق دهد. "شعار پیش بسوی تشکیل هسته‏های مسلح کارگری" صرفاً و صرفاً در تقابل با جریاناتی که بر "شوراهای کارگری" و غیره پای می‏فشردند، طرح گردیده است و شعاری بود مقابله‏ای، که در دوران هرج و مرج و در دوران در هم ریختگی جامعه، به متون و ادیبات «چفخا» اضافه گردید؛ بدون اینکه بر مکانیزم‏های درونی و کارکردهای آن در میادین تولیدی – صنعتی اشاراتی گردد؛ بدون اینکه روشن سازنند که وظایف تشکیلاتی "هسته‏های مسلح کارگری" در مقابل ارگان‏های سرکوبگر نظام چگونه تعریف می‏گردد. بی دلیل نبود که ما شاهد بودیم در مدتی کوتاه و بدون نقدی جدی، پرونده‏ی این شعار بسته و به بایگانی سپرده شد.

 باید در جریان مبارزات توده‏ها در هر شکل و سطحی قرار داشت و آنرا ارتقاء داد؟

با نگاهی ساده انگارانه می‏توان بر درستی شعار فوق اصرار داشت؛ امّا در حقیقت بدلیل تنوع طبقاتی درونِ جامعه و متعاقباً خواسته‏های گوناگون هر یک از این طبقات و اقشار، شعار فوق عمقاً نمی‏تواند فارغ از ایراد باشد. در حقیقت جامعه‏ی ایران بمانند هر جوامع‏ی سرمایه‏داری، طبقاتی و کثیرالملل می‏باشد. به همین دلیل ما از درون، شاهد خیزش‏هایی می‏باشیم که از منظر مارکسیست – لنینیست‏ها نمی‏تواند - چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت - با آرمان‏های پرولتری همسو و هم جهت باشد. بعبارتی دیگر ما بعضاً نظاره‏گر اعتراضاتی در درونیم که مبلغ جعل، نادانی و مبین ریشه‏های بغایت عقب مانده و سد کننده‏ی جنبش‏های اعتراضی‏ست. بر این اساس شعار فوق آن نا روشنی‏های سیاسی‏ - ماهیتی را کنار نمی‏زند و بنوبه‏ی خود منجر به توهمات خواهد شد. بنابراین شعار فوق، شعاری بسیار عام و فاقد مضمون طبقاتی – مبارزاتی‏ست.

بر این اساس بدون شناخت دقیق و کافی از خصلت و مضمون اعتراضات، شرکت در هر نوع مبارزه‏ای به معنای مخدوش نمودن جنبش‏های اعتراضی رادیکال با جنبش‏های عقب مانده و سد کننده می‏باشد. در حقیقت شعار فوق از چنین سایه، روشنی‏هایی برخوردار بود.

درباره‏ی خرده بورژوازی وابسته

یکی دیگر از نظراتی که بعد از قیام از سوی مدافعین ت. م. م طرح گردیده است، انتساب بخشی از خرده بورژوازی به خرده بورژوازی وابسته بود.

در حالیکه نظر بر این بود که با ورود سرمایه‏های امپریالیستی به ایران، سرمایه‏های داخلی بی رمق، کاملاً ورشکسته و یا جذب سرمایه‏های بزرگ گردیدند. تحلیل مدافعین تئوری مبارزه مسلحانه بر این پایه استوار بود که دهقانان و اقشار متفاوت خرده بورژوازی – بغیر از قشر بالائی آن - بدلیل ستمی که از جانب امپریالیست‏ها و سرمایه‏داران وابسته در عرصه‏های متفاوت به آنان می‏شود، از زمره متحدین طبیعی پرولتاریا در مرحله انقلاب دموکراتیک نوین می‏باشند.

ت. م. م توضیح داده است‏که چنانچه هر عنصری و با هر خاستگاه طبقاتی‏ای در خدمت به طبقه‏ی حاکمه قرار گیرد به جزئی از سرمایه‏داران وابسته مبدل می‏گردد. بنابراین اطلاق بخشی از خرده بورژوازی در شرایط سلطه‏ی امپریالیسم که خود به اشکال متفاوت در زیر ستم قرار دارند، نادرست بود.

  

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت   توسط شباهنگ راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیده‏اند و محترم شمردن به حقوق و ارزش‏های انسانی در دنیای خود ساخته‏ی آنان کاملاً بی‏مسما گردیده است. این چه زمانه‏ای است که محروم‏ترین اقشار جامعه می‏بایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند.

این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایه‏ریزی نمود که در آن انسان‏ها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابه‏ی سازندگان اصلی هر جامعه‏ای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند.

تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسان‏ها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامه‏ی حیات دهند.

پاره ای از مقالات گذشته
اهمیت و جایگاه پراتیک بر جنبش‏های اعتراضی
کردستان و "چفخا" (*)
افزوده‏هایی بر موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا) بعد از ضربه‏ی 60
نگاهی مختصر به موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا)* بعد از ضریه‏ی سال 60
در حول و حوش گذشته و نگاه به چند شعار!
آنچه ما کردیم (*)
زور و سرکوبِ عریان جزء ذاتی نظام جمهوری اسلامی!
تفاوتِ و تأثیرگذاری دو سیاستُ، دو روش!
جنگ و وظايفِ كمونيست‏ها!
انقلاب توده‏ها نيازمند تشكيلات و سازماندهی‏ست!
چالش‏های مبارزه‏ی ايدئولوژيك در درونِ چپ!
سركوب توده‏ها و راه‏كا‏رها!
كوروش مدرسی، مردم و "حزب حكمتيست"
تفاوت‏های ما
چپ خارج از كشور و چشم‏اندازها
جنبش دانشجوئی و راهكارها!
قهر انقلابی يا قعر انقلابی
سرزنش مردم از جانب «فریبرز سنجری»
نگاه حمید تقوائی پیرامون فراکسیون .....
نکاتی پیرامون بیانیه فراکسیون "اتحاد کمونیسم کارگری"
تغییر در روش و ثمربخشی در مبارزه!
کدام دو اتفاق و دو جنس؟!
توهم و تحریف!
چاره ی کار درچیست؟
نظری بر نوشته ی رفیق "اشرف دهقانی" ...
هزینه های مبارزه’ مسالمت آمیز!
هنر برای هنر یا هنر طبقاتی
چه گوارا قهرمانِ، قهرمانان بود
لزوم پیشاهنگ پرولتری از نگاه رفیق پویان!
سازمانیابی طبقه کارگر در بستر کدام اشکال مبارزاتی؟
آرشیو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
دی 1384
شهریور 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آبان 1383
شهریور 1383
خرداد 1383
مهر 1382
شهریور 1382
دی 1378
نام لينك يا وب مورد نظر
سایت منو پالتاک

نام لينك يا وب مورد نظر
سایت وروجاك

پیوندها
آرشیو مارکسیست ها
احمد شاملو
منو پالتاک
خسرو گلسرخی
صمد بهرنگی
سازمان 19 بهمن
ایده نو، دنیای نو
فروغ فرخزاد
نیما یوشیج
وروجک
دگرگونی
چه گوارا
کانون اندیشه
آشتی
آزادی بیان
شاهو
پیام
منو پالتاک
پژواک وین
آرمان خلق
اوانگارد
تئوری و پراتيك انقلابی
گفتگوهای زندان
زنان كارگر
گزارشگران
جنبش سرخ
سایت انعکاس
آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران
چپ انقلابی
کمون
ستاره شمال
ئه م روله

آثار چه گوارا
نام لينك يا وب مورد نظر
جنگ پارتیزانی – یک روش ِمبارزه
سرود فيدل
همبستگى با ويتنام
تکنیک و انقلاب
دفاع از دستاوردهای انقلاب
درمان اجتماعی
مفهوم برنامه ریزی سوسیالیستی
مصاحبه چه گوارا با روزنامه نگاران چینی
جهان بینی انقلاب کوبا
بسیج توده ها در مقابل تجاوز
نامه ی "چه" بیک کوشنده جنگ انقلابی
درباره نقش حزب مارکسیستی – لنینیستی
اصول کلی جنگ های چریکی
سخنرانی در نخستین سمینار سازمان همبستگی افریقا و آسیا در الجزیره
انسان و سوسیالیسم در کوبا
نامه ی "چه" به پدر و مادرش پیام به کنفرانس اوسپال ....
خاطرات بولیوی
به یاد کامیلو سیانفیوسکوس
نامه به فیدل کاسترو
نامه چه گوارا به همسر و فرزندانش درباره‏ی طب انقلابی
از نوشته هاى امير پرويز پويان
نام لينك يا وب مورد نظر ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئورى بقاء
خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب
درباره ی صمد
استحاله
بازگشتِ به « ناکُجا‌آباد»
مقالات انتخابی و رسيده
در حاشیه مرگ تراژیک سهیلا .. اسد نودینیان
بیشرمانه ترین توافق هسته ای تاریخ در ابهام – منو پالتاک
نگاه ندا – ع. امید
در ستايش اكتبر - سربلند
سرگردان میان تئوری و واقعیت - سربلند
حمايت دالايي لاما از جنبش سبز – منو پالتاک
اين قطار بوي خون ميدهد – منو پالتاک
محمود احمدي نژاد در نيويورك - منو پالتاک
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق یحیی رحیمی – یوسف زرکار
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق جلال فتاحی- یوسف زرکار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تظاهراتي كه .. – منو پالتاک
جوان – سیروس کار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
پاسخ به نظر خواهی .. - یوسف زرکار
چه كسي پنجره ها را خواهد گشود؟ - سربلند
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
سیاه سبز سرخ – سیروس کار
من و همزادم - سربلند
بی برنامه گی "جنبش سبز اسلامی" .. - بهمن
تاریخ کمون پاریس – ترجمه بیژن هیرمن پور
از ديگر آدرس ها
گويا
دیدگاه
دنياى ما
بى طرف
گاهنامه سياسى ايران
نشر بيدار
سینمای آزاد
روشنگری
لوموند دپیلماتیک
ایران گلوبال
نگاه
کتاب های فارسی رایگان
پیک ایران

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان