تبليغاتX
تریبون شما - آنچه ما کردیم (*)

 

امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تعمق به‏گذشته‏ی خویش می‏باشیم؛ گذشته‏ای که با انبانی از ناکرده‏ها و سستی‏ها همراه‏ست. بیش از هر زمان دیگر محتاج آنیم تا به‏دانیم خطاهای ما چه بوده است و چه کردیم. وقت تکاندن لباس‏های سیاسی غبارآلودمان می‏باشد. اگر چه می‏پذیریم مرور به گذشته می‏تواند راه‏ها را هموار سازد؛ امّا در عمل به شدت با منطقِ بازنگری و بازبینی بیگانه می‏باشیم. همواره بر این باوریم که بی خطائیم و آن‏چه را که تا کنون انجام داده‏ایم از بهترین‏ها بوده است و متأسفانه تنها بر آن حقیقتی صحه می‏گذاریم که صرفاً از جانب ما بیان شده و می‏شود. مگر می‏توان خود را به آرمان مارکسیست – لنینیست‏ها نزدیک دانست و از متد نقدِ خودی فاصله گرفت؟ نقدی که متضمن همواری‏هاست.

 

بی‏گمان تعهد، صراحت و شجاعت مارکسیستی تنها و تنها در طرح حقایق و ناکرده‏ها نهفته می‏باشد. رمز پیروزی انقلاب توده‏ای رابطه‏ی تنگاتنگ و با واسطه‏ای با رشد کیفی کمونیست‏ها و انقلابیون دارد؛ کمونیست‏هایی که فارغ از هر گونه منفعت‏های حقیرانه و تنگ گروهی به آینده‏ی کارگران و محرومان می‏اندیشدند و مدافع‏ی بالندگی و تحرکات پیش‏رونده‏ی سازندگان واقعی تاریخ‏اند. این‏جاست که نقد جدی و بی‏رحمانه می‏تواند به‏کمک‏مان ‏آید تا از ضعف‏ها و خطاهای‏مان به‏دور گردیم؛ این‏جاست که سازمانِ مدافع‏ی آرمان‏های انقلابی هر دوره نیازمند عبور آگاهانه از چنین روند و پروسه‏ای می‏باشد؛ نیازمند آن است تا از هر مقطع و دوره‏ی تاریخی خویش جمع‏بند ارائه دهد و به سخنی دیگر بر پویائی خود بی‏افزاید. به‏همین دلیل مرور به گذشته و نقد بدرد چنین وظایفی می‏خورد و به‏کارمان آمده و بر بی افقی‏ها غلبه حواهد نمود.

 

متأسفانه امروزه نیروهای کمونیست موجود در خارج از کشور (**) بدون چشم‏اندازاند و کاملاً پویائی خود را از دست داده‏اند. غیر مسئولانه دارند بر این امر پای می‏فشارند که صرفاً آن حقیقتی - در تمام زمینه‏ها - معتبراند که آنان مبلغ آنند. همه به این دردِ دچار گردیده‏اند و همه در پیش‏برد انجام وظایف‏شان، دارند تعلل به‏خرج می‏دهند و دارند بر هزینه‏ها می‏افزایند. بر این اساس جای دارد تا به سهم و میزان خود، به‏جنگ با این نارسائی‏ها و ناکرده‏ها برخیزیم و به‏عبارتی دریابیم که علل ناکامی‏ها و پس‏رفت‏ها در چیست. بی‏تردید در این میان برخورد و مرور به نافرجامی سیاست‏ها و کارکردهای نیروهای مدافع‏ی قهر انقلابی و آن‏هم در دوره‏ها و عرصه‏های متفاوت به‏نوبه‏ی خود می‏تواند سنگ محکی باشد بر روشن‏سازی و تشریح بخش‏هایی از حقایق ما.

 

حقیقتاً که دهه‏هاست جریان مدافع‏ی تئوری مبارزه مسلحانه به‏مانند دیگر جریانات و احزاب کمونیستی، از محیط خویش به‏دور می‏باشد و کم‏ترین نقش عملی‏ای در روند مبارزاتی کارگران و زحمت‏کشان بر عهده نه‏دارد. در خارج از کشور تمرکز یافته است و به تداوم چنین اوضاعی قانع است. به داخل چشم دوخته است و مبلغ ایده‏ها و روش‏های به‏غایت انحرافی می‏باشد. پای به میدان عملی مبارزه نمی‏گذارد و از پاسخ‏گوئی به «چه باید کرد"ها طفره می‏رود و به تبع از آن‏ها با سیاست نقد هم هیچ‏گونه قرابتی نه‏دارد.

حدوداً سی سالی‏ست که از حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی می‏گذرد و به‏موازات آن سی سالی‏ست که نیروی مدافع‏ی قهر انقلابی، به نیروی ندانم‏کار تبدیل گردیده است. در این‏جا قصدم بر آن نیست تا کارنامه‏ی رژیم جمهوری اسلامی و هم‏چنین بر تحرکات انقلابی کارگران و محرومان و یا به‏طور عموم به اوضاع چپ انقلابی اشاراتی داشته باشم، بلکه هدف‏ام بر آن است تا به سهم و در حد خود روشن سازم که در چند دهه‏ی گذشته ما چه کردیم و وظایف خود را چگونه تعریف نمودیم و در شرایط کنونی سازمان مدافع‏ی تئوری قهر انقلابی مبلغ کدام نظر و عمل می‏باشد.

 

نگاهی به زندگی سیاسی نیروهای متعقد به تئوری قهر انقلابی – از مقطع ۵۸ تا کنون – این واقعیات را به‏عینه در مقابل‏مان قرار می‏دهد که آنان علی‏رغم تمامی تلاش‏های شبانه‏روزی‏شان در عمل قادر نگردیدند، از فرصت‏های به‏وجود آمده‏ی دوران هرج و مرج سال‏های ۵۷ – ۶۰ حداکثر استفاده را به‏نمایند و توده‏ها و نیروهای خود را برای انجام تحرکات گسترده‏تر سازمان دهند. اگر چه در این گیر و دار می‏بایست در بررسی این موضوع، یعنی به خطا رفتن بزرگ‏ترین سازمانِ مسلح کمونیستی آن‏زمان، که باعث گردیده است، جنبش نوین تازه پا گرفته را به حالت تدافعی سوق دهد و بخش اعظم نیروی جوان را، به نیروی بی مصرف و باز دارنده‏ی جنبش‏های انقلابی تبدیل سازد هم، توجه نمود؛ امّا مضاف بر آن این سئوال را در مقابل‏مان قرار می‏دهد که آیا نمی‏توان به‏دور از آن‏چه را که غاصبین سازمان انجام دادند، به نقدِ خودی نشست و به تبع از آن نشان داد که مدافعین تئوری قهر انقلابی تا چه اندازه در جهت انطباق تئوری و پراتیک گام‏های عملی بر داشتند و یا اساساً با اشراف بر باز گشت اختناق در درون جامعه، چه تدارکات لازمه‏ای را در برابر یورش‏های ارتجاع سازمان دادند؟

 

واقعیت این است‏که بعد از اعلام تغییر خط‏مشی به‏طور علنی در دوران قیام توسط سازمان – که بدون شک ریشه در گذشته داشت -، عناصر معتقد به تئوری مبازه مسلحانه گرد هم آمدند و با ارائه‏ی خطوط کلی از ماهیت امپریالیستی رژیم جمهوری اسلامی، بر شیوه‏های مبارزاتی گذشته یعنی مبارزه مسلحانه تاکید نمودند و بر این باور بودند که نابودی رژیم‏های ارتجاعی و سراپا مسلح در گرو راه‏اندازی جنگ‏های انقلابی علیه‏ی ضد انقلاب مسلح، می‏باشد. به‏درست بر این امر اصرار داشتند که امپریالیست‏ها طی توافقی در «کنفرانس گوادولوپ»، رژیم جمهوری اسلامی را بر سر کار گماردند تا انقلاب ضد امپریالیستی خلق‏های میهن‏مان را منکوب نمایند؛ بر این امر تاکید نمودند که بدون در هم شکستن ارتش امپریالیستی یعنی این حافط بقای سلطه‏ی سرمایه‏داران وابسته نمی‏توان سخنی از آزادی و رهائی به‏میان آورد؛ تحلیل سیاسی و یا ارزیابی‏هایی که به‏جرأت می‏توان گفت امروزه کم‏تر کسی‏ست به‏خواهد به نفی و نقد آن ایده‏های کلی به‏نشیند. بنابراین سئوال این است‏که سازمان حامل چنین گرایش و ارزیابی‏ از قانون‏مندی حاکم بر جامعه‏ی‏مان، نیازمند کدام سازماندهی متناسب با آرمان‏های‏اش می‏بود؟ سازماندهی که قادر گردد از یک‏سو ما را یک گام به اهداف تاریخی‏مان نزدیک‏تر سازد و از سوی دیگر مانع‏ی ضربه‏پذیری هر چه بیش‏تر نیروهای درونی گردد.

اگر به‏خواهیم منصفانه و فارغ از همه‏ی تعصبات تئوریک - تشکیلاتی به قضاوتِ خود به‏نشینیم، آن است‏که، آن‏چه را که گفتیم در عمل به‏کار نه‏بستیم و از خود تعلل بسیار بزرگی نشان دادیم. متأسفانه نیروی معتقد به تئوری قهر انقلابی نه تنها نه‏توانسته است توده‏ها را حول شعارهای رادیکال خود گرد هم آورد حتی در بسیج و سازماندهی نیروهای درونی خویش هم غافل ماند و کاملاً به سیاستِ تدافعی غیر فعال روی آورد «به‏غیر از کردستان که می‏بایست به‏طور جداگانه با آن برخورد نمود».

 

در پرتو چنین واقعیات و بی وظیفه‏گی عملی و سازماندهی غیر معقول و مناسب از جانب نیروهای کمونیست و به‏ویژه مدافعین تئوری قهر انقلابی بود که ضد انقلاب توانست خود را باز یابد و قادر گردد ارگان‏های سرکوب‏گرش را بازسازی نماید و این‏بار یورش وحشیانه و سازمان‏یافته‏ی خود را نه تنها به کمونیست‏ها و مبارزین بلکه به نیروهائی که در مقاطعی نقش جاده صاف‏کن رژیم را ایفاء می‏نمودند آغاز و گام به‏گام حاکمیت ضد خلقی خویش را در اقصا نقاط کشور برقرار نماید. به‏واقع سال ۶۰، سال بگیر و به‏بندهای فله‏ای، سال کُشتار و سرکوب مبارزات حق‏طلبانه‏ی کارگران و خلق‏های ستم‏دیده‏ی ایران به‏همراه فرزندان‏شان بود؛ سالی بود که اکثریت قریب به‏اتفاق نیروهای کمونیست و انقلابی، سیاست عقب‏ را انتخاب نمودند و در مدتی بعد و در چارچوبه‏ی همان ادراک نادرست از مبارزه در کردستان و بناباوری "مجبور" گردنند تا به نقاط دور دست و خارج از کشور عزیمت کنند.

 

در حقیقتِ امر، مدت زمانی‏ست که خصلتِ فعالیت جریان معتقد به تئوری قهر انقلابی به‏مانند دیگر نیروهای چپ، به فعالیت‏های صرفاً نوشتاری خلاصه گردیده است و شاهدیم که دارد روز به روز بر دامنه‏ی فعالیت‏های‏شان کاسته می‏گردد. به‏عبارت واقعی‏تر باید اذعان نمود که چشم‏انداز نیروی معتقد به تئوری مبارزه مسلحانه، چشم‏انداز بازسازی و تغییر نیست. این نیرو به‏مانند ده‏ها نیروی موجود در خارج از کشور به‏دلیل عدم حضور خویش در صحن جامعه، به نیروی در خود، ندانم‏کار و بی افق تبدیل گردیده است. به اثبات رسیده است‏که سیاست‏ها و روش‏های کاری آنان در جهت سازندگی و انسجام نمی‏باشد و حتی نه‏توانسته‏اند و نه‏خواسته‏اند علی‏رغم "پشت جبهه‏ای" خواندن خود، موقعیت کنونی خویش را باز تعریف و با شفافیت هر چه تمام‏تر به دنیای بیرونی اعلام نمایند و مبلغ نظریِ، آرمان‏های کمونیست‏های عمل‏گرا باشند.

 

با این اوصاف سازمانی‏که در چنین وضعیت اسفب‏باری قرار گرفته است؛ سازمانی که فاقد پتانسیل و قدرت لازمه به‏منظور حفظ و نگه‏داری نیروهای چندین دهه‏ی خود می‏باشد؛ سازمانی‏که خود در بحران و به بن بست عملی در غلطیده است و یا سازمانی‏که فاقد حداقل ارتباط با داخل می‏باشد و کیلومترها با جنبش‏های اعتراضی فاصله گرفته است را، نمی‏توان هم‏ردیف با سازمان تأثیرگذار، دخالت‏گر و یا سازمان عمل تعریف نمود. این‏جاست که دارد مرز و تفاوتِ بین دو منش و دو تفکر و آن‏هم آگاهانه از جانب تعدادی مخدوش و حقایق در پس آن تحریف می‏گردد. بنابراین بر هر عنصر وفادار به آرمان‏های انقلابی آن رفقاست تا به سهم خود این تفاوت‏ها را بر شمارد و روشن سازد که بدون اعلان تفاوت‏های عملی و به تبع از آن بدون انتخابِ صحیح ظرف‏ها و فرم‏های سازمانی منطبق با شرایط نمی‏توان دین خود را در قبال تفکر و آرمان‏های خویش ادا نمود.

تفکر و آرمانی‏که پایه‏های آن بر صداقت و حقیقت‏گوئی استوار گردیده است و متأسفانه امروزه دارد از جانب تعدادی وارونه به‏دنیای بیرون معرفی می‏گردد؛ دارد مضمون پراتیک و فعالیت‏های در هم کوبنده و مبارزاتی آن رفقا، با مبارزه‏ی حمایتی و آن‏هم در خارج از کشور تعریف می‏گردد؛ دارد جایگاه تئوری قهر انقلابی را به‏نادرست‏ترین شکل ممکنه توضیح می‏دهد و دارد سیاست تسلیم به وضع موجود را، بهترین سیاست زمانه تعبیر می‏نماید و منتظر تغییر شرایط‏ می‏باشد!!!!

 

بر مبنای چنین حقیقتِ تلخ و با وجود چنین تفکرات نا سالم در صفوف مدافعین تئوری قهر انقلابی‏ست که این موضوع در مقابل‏مان قرار می‏گیرد تا فارغ از هر گونه تنگ‏نظری‏ها و تعصبات تشکیلاتی، ضمن انجام فعالیت‏های روزمره‏ی حمایتی از مبارزات کارگران و زحمت‏کشان در خارج از کشور، بر گذشته‏ی خویش و آن‏هم در عرصه‏های متفاوت – سیاسی، تئوریک، عملی و تشکیلاتی – نگاهی بی‏اندازیم و تلاش ورزیم در وحله‏ی نخست بر ناکرده‏های خویش واقف گردیم و در ثانی جایگاه دو منش و کارکرد را به روشنی هر چه تمام‏تر بر شماریم. باید بر این امر آگاه گردیم که انتخاب سیاست نقد، به‏معنای نفی بنیان‏های فکری به‏شمار نی‏آمده و هدف، شناخت از نارسائی‏ها و ضعف‏هاست. باید به‏دانیم که تنها با دور ریختن روش‏های بی‏روح و دیکته شده است‏که می‏توان به حقایق دست یافت و بر وظیفه‏ی تاریخی خویش جامه‏ی عمل پوشاند. در کنار همه‏ی این‏ها جای دارد تا روشن سازیم که تئوری قهر، عمل انقلابی را می‏طلبد و مبارزه‏ی حمایتی نیروهای معتقد به قهر انقلابی در خارج از کشور، پاسخ‏گوی عملی جنبش‏های اعتراضی و در خدمت به تئوری مبارزه‏ی مسلحانه نیست.

در یک کلام می‏توان گفت که بر خلاف دیدگاه‏های رایج و حاکم بر جریانِ مدافع‏ی تئوری مبارزه مسلحانه، کمونیست‏ها تحت هیچ شرایطی در مقابل وضع موجود کرنش نه‏نموده و همواره در تلاش‏اند تا شرایط و توازن قوای درون جامعه را به نفع توده‏ها و نیروهای کمونیست و انقلابی تغییر دهند. راهی که رفقای گذشته انتخاب نمودند و در عمل قادر گردیدند تا معادله‏ی یک‏سویه را در هم ریزند.

 

  

 

(*) از آنجا که این نوشته تقریباً چند ماهی بعد از پایان فعالیت‏های حدوداً ۲۰ ساله‏ام با "چریکها" – یعنی در سال ۱۳۸۳ – تنظیم گردیده است و تا کنون انتشار بیرونی نه‏یافته است و از آنجا که چارچوبه‏ی کلی این نوشته از جمله باورهای مرا تشکیل می‏دهد، تصمیم بر آن گرفته‏ام تا با حک و اصلاح، آنرا بیرونی نمایم.

حقیقتاً قصدم بر آن نبود تا فعالیت‏های فعلی – و نه مبارزاتی – خود را با کارنامه‏ی سیاسی گذشته‏ام رقم زنم و از قبل آن و آن‏چه امروزه و به‏نادرست مرسوم می‏باشد، تعریف نمایم. تلاش و باورم بر آن بود، با حال خود را تعریف نمایم و موارد مطرح شده از جانب من به‏نوبه‏ی خود، بستری گردد بر روشن‏سازی هر چه بیش‏تر اختلافات تئوریک – سیاسی با هواداران تئوری مبارزه مسلحانه در خارج از کشور. امّا متأسفانه طی ۵ سالی‏که از جدائی من با "چفخا" می‏گذرد، آنان یعنی این "تنها جریان انقلابی" علی‏رغم آشنائی‏شان با نام و نشان من و به‏جای برخورد سازنده و سالم هزاران اتهام ناروا و ناشایست، از "هم‏کار وزارت اطلاعات"، "عنصر دشمن شاد کن" گرفته تا "کینه‏توز"، "غرض‏ورز" و سر آخر "شاگرد توده‏ای‏ها"، به‏من نسبت داده‏اند که بدون شک آن‏ها را نه تنها نمی‏توان در عرف و سنن کمونیست‏های راستین آن‏زمان جای داد حتی هم نمی‏توان در مفوله‏ها‏ی اجتماعی – انسانی گنجاند. این همان سیاست به‏غایت غیر اصولی و نهادینه شده‏ی نیروهای خارج از کشور است‏که می‏گویند: "هر که با ما نیست بر ماست".

 

به‏هر حال به‏دور از آن‏چه تا کنون این مدعیان تئوری مبارزه مسلحانه و مدافعین "تنها جریان انقلابی" مرا مورد خطاب قرار داده‏اند، قصد نمودم در حد و توان خود به نقد چهارچوبه‏ی‏های فکری سازمان‏مان یعنی "چفخا" که بدون شک نقد خودی هم به‏حساب آمده، به‏پردازم و توضیح دهم که چه کردیم و جامعه نیازمند کدام سیاست‏های عملی بود. هم‏چنین توضیح خواهم داد که چه عمل‏کردهایی باعث گردیده است تا سازمان چند صد نفره، به "خانواده" تبدیل گردد؛ توضیح خواهم داد که تصمیم، انگیزه و سیاست‏ محوری‏مان بر تمرکز در خارج از کشو و قطع فعالیت "صدای چریکها" در منطقه چه بوده است و عملاً به کدام سیاست در غلطیدیم و در نهایت به کجا ختم گردیده است.

در هر صورت به سهم خود سعی خواهم نمود در آینده به تمامی موارد مورد اختلاف و علل جدائی خود با "چریکها" که در هنگامه‏ی انتشار نشریه ۱۹ بهمن صورت گرفته است، اشاراتی داشته باشم و روشن سازم که سازمان مدعی تئوری مبارزه مسلحانه و یگانه "جریان انقلابی"، امروز در کجا ایستاده است. باشد تا طرح گفته‏ها، حقایق و نقد تلنگری باشد بر "وجدان"های بیدار.

 

(**) بی‏مناسبت نمی‏باشد تا بر این نکته اشاره نمایم که امروزه نظر و ارزیابی‏ام نسبت به جریانات و سازمان‏های کمونیستی موجود در خارج از کشور – صرف‏نظر از هر نوع گرایشی – به‏گونه‏ای دیگر تعریف می‏گردد که با نظر آن‏زمان من کاملاً متفاوت می‏باشد. متأسفانه باید اعلام نمود که در شرایط فعلی هیچ‏گونه چشم‏انداز و نشانه‏هایی از تغییر در درون سازمان‏ها و احزاب خارج از کشور، نمی‏توان مشاهده نمود و همه دارند به‏درجات متفاوت، مسیر قهقرایی هر چه بیش‏تر را طی می‏نمایند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت   توسط شباهنگ راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیده‏اند و محترم شمردن به حقوق و ارزش‏های انسانی در دنیای خود ساخته‏ی آنان کاملاً بی‏مسما گردیده است. این چه زمانه‏ای است که محروم‏ترین اقشار جامعه می‏بایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند.

این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایه‏ریزی نمود که در آن انسان‏ها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابه‏ی سازندگان اصلی هر جامعه‏ای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند.

تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسان‏ها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامه‏ی حیات دهند.

پاره ای از مقالات گذشته
اهمیت و جایگاه پراتیک بر جنبش‏های اعتراضی
کردستان و "چفخا" (*)
افزوده‏هایی بر موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا) بعد از ضربه‏ی 60
نگاهی مختصر به موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا)* بعد از ضریه‏ی سال 60
در حول و حوش گذشته و نگاه به چند شعار!
آنچه ما کردیم (*)
زور و سرکوبِ عریان جزء ذاتی نظام جمهوری اسلامی!
تفاوتِ و تأثیرگذاری دو سیاستُ، دو روش!
جنگ و وظايفِ كمونيست‏ها!
انقلاب توده‏ها نيازمند تشكيلات و سازماندهی‏ست!
چالش‏های مبارزه‏ی ايدئولوژيك در درونِ چپ!
سركوب توده‏ها و راه‏كا‏رها!
كوروش مدرسی، مردم و "حزب حكمتيست"
تفاوت‏های ما
چپ خارج از كشور و چشم‏اندازها
جنبش دانشجوئی و راهكارها!
قهر انقلابی يا قعر انقلابی
سرزنش مردم از جانب «فریبرز سنجری»
نگاه حمید تقوائی پیرامون فراکسیون .....
نکاتی پیرامون بیانیه فراکسیون "اتحاد کمونیسم کارگری"
تغییر در روش و ثمربخشی در مبارزه!
کدام دو اتفاق و دو جنس؟!
توهم و تحریف!
چاره ی کار درچیست؟
نظری بر نوشته ی رفیق "اشرف دهقانی" ...
هزینه های مبارزه’ مسالمت آمیز!
هنر برای هنر یا هنر طبقاتی
چه گوارا قهرمانِ، قهرمانان بود
لزوم پیشاهنگ پرولتری از نگاه رفیق پویان!
سازمانیابی طبقه کارگر در بستر کدام اشکال مبارزاتی؟
آرشیو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
دی 1384
شهریور 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آبان 1383
شهریور 1383
خرداد 1383
مهر 1382
شهریور 1382
دی 1378
نام لينك يا وب مورد نظر
سایت منو پالتاک

نام لينك يا وب مورد نظر
سایت وروجاك

پیوندها
آرشیو مارکسیست ها
احمد شاملو
منو پالتاک
خسرو گلسرخی
صمد بهرنگی
سازمان 19 بهمن
ایده نو، دنیای نو
فروغ فرخزاد
نیما یوشیج
وروجک
دگرگونی
چه گوارا
کانون اندیشه
آشتی
آزادی بیان
شاهو
پیام
منو پالتاک
پژواک وین
آرمان خلق
اوانگارد
تئوری و پراتيك انقلابی
گفتگوهای زندان
زنان كارگر
گزارشگران
جنبش سرخ
سایت انعکاس
آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران
چپ انقلابی
کمون
ستاره شمال
ئه م روله

آثار چه گوارا
نام لينك يا وب مورد نظر
جنگ پارتیزانی – یک روش ِمبارزه
سرود فيدل
همبستگى با ويتنام
تکنیک و انقلاب
دفاع از دستاوردهای انقلاب
درمان اجتماعی
مفهوم برنامه ریزی سوسیالیستی
مصاحبه چه گوارا با روزنامه نگاران چینی
جهان بینی انقلاب کوبا
بسیج توده ها در مقابل تجاوز
نامه ی "چه" بیک کوشنده جنگ انقلابی
درباره نقش حزب مارکسیستی – لنینیستی
اصول کلی جنگ های چریکی
سخنرانی در نخستین سمینار سازمان همبستگی افریقا و آسیا در الجزیره
انسان و سوسیالیسم در کوبا
نامه ی "چه" به پدر و مادرش پیام به کنفرانس اوسپال ....
خاطرات بولیوی
به یاد کامیلو سیانفیوسکوس
نامه به فیدل کاسترو
نامه چه گوارا به همسر و فرزندانش درباره‏ی طب انقلابی
از نوشته هاى امير پرويز پويان
نام لينك يا وب مورد نظر ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئورى بقاء
خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب
درباره ی صمد
استحاله
بازگشتِ به « ناکُجا‌آباد»
مقالات انتخابی و رسيده
در حاشیه مرگ تراژیک سهیلا .. اسد نودینیان
بیشرمانه ترین توافق هسته ای تاریخ در ابهام – منو پالتاک
نگاه ندا – ع. امید
در ستايش اكتبر - سربلند
سرگردان میان تئوری و واقعیت - سربلند
حمايت دالايي لاما از جنبش سبز – منو پالتاک
اين قطار بوي خون ميدهد – منو پالتاک
محمود احمدي نژاد در نيويورك - منو پالتاک
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق یحیی رحیمی – یوسف زرکار
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق جلال فتاحی- یوسف زرکار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تظاهراتي كه .. – منو پالتاک
جوان – سیروس کار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
پاسخ به نظر خواهی .. - یوسف زرکار
چه كسي پنجره ها را خواهد گشود؟ - سربلند
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
سیاه سبز سرخ – سیروس کار
من و همزادم - سربلند
بی برنامه گی "جنبش سبز اسلامی" .. - بهمن
تاریخ کمون پاریس – ترجمه بیژن هیرمن پور
از ديگر آدرس ها
گويا
دیدگاه
دنياى ما
بى طرف
گاهنامه سياسى ايران
نشر بيدار
سینمای آزاد
روشنگری
لوموند دپیلماتیک
ایران گلوبال
نگاه
کتاب های فارسی رایگان
پیک ایران

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان