تبليغاتX
تریبون شما - چپ خارج از كشور و چشم‏اندازها (*)

«و نگاهی كوتاه به "چپ" داخل»

 

باز شناسی دقيق چپ انقلابی از منظر ماركسيست – لنينيست‏ها ربط با واسطه‏ای با پراتيك آن‏ دارد. بدون شك بمنظور شناخت چپ مبارز و تأثيرگذار آغازاً می‏بايست بر بنيان‏ها و جايگاهِ فكری‏اش واقف گرديد و سپس كاركردهای عملی‏اش را در كنش‏های طبقاتی مورد بررسی قرار داد.

كمونيست‏ها بر آن باوراند تا دنيای ناعادلانه را دگرگون سازند؛ بنابراين به تفسير جهانی كه بر پايه‏ی نابرابری‏ها استوار گرديده است، می‏پردازند و دنيای واقعی و دنياي‍ی كه در آن از ظلم، بی‏عدالتی‏ها و استثمار خبری نمی‏باشد را نويد می‏دهند. مقصود بر آن است تا جامعه‏ای سرشار از شادی و نوين را جايگزين دنيای كهن نمود. دنيايی كه در آن زندگی ميلياردها انسان، در چنبره‏ی سياست‏های ارتجاعی حاكمان، به فلاكت و بدبختی كشانده نشود. بر همين اساس جامعه نيازمند دخالت‏گری‏های مستقيمِ نيروهای كمونيست در مبارزه‏ی طبقاتی‏ست. مبارزه‏ای كه تجلی خود را در دو صف كاملاً مجزا و رو در رو، بدون گفتمان و آشتی‏ناپذير بنمايش می‏گذارد.

به موازات آن پيوند تئوری با پراتيك و ارتباط مستقيم و بی‏وقفه با جنبش‏های اجتماعی -  اعتراضی بنوبه‏ی خود، ايده‏های كمونيستی را صيقل بخشيده و چشم‏اندازهای مطلوب و روشن‏تری را در مقابل محرومان قرار می‏دهد. بدون تماس و مداخله‏‏گری‏های مستمر و ممتد با خيزش‏های كارگری – توده‏ای، امر فعاليت مبارزاتی، نا كامل به حساب خواهد آمد. متأسفانه چپ خارج از كشور دهه‏هاست كه در چنين مسير و روندی در حركت است و فاقد كوچكترين اثرگذاری بر روی جنبش‏های اعتراضی داخل می‏باشد.

 

فقر و نداری جامعه‏ی ايران را فرا گرفته است و سال‏هاست كه مردم در كوچه‏ها و خيابان‏ها به هر بهانه‏ا‏ی، تنفر و انزجار خود را عليه‏ی مسببان چنين وضعيتی ابراز می‏دارند. دشمن آنان، گام به گام بر حريم اجتماعی – خصوصی‏شان تجاوز نموده و روز به روز بر دامنه‏ی آن وسعت هر چه بيشتری می‏بخشد. چرخه‏ی اين روند، بی‏قفه ادامه داشته و متعاقباً بر عمر بناحق رژيم افزوده است. هر چه اعتراضات و اعتصابات توده‏ای شدت می‏يابد، رژيم هم، هر چه حريص‏تر و هارتر به قلع و قمع آن‏ها می‏پردازد. مدت‏هاست كه جنبش‏های اعتراضی بر ريل و مسير واقعی خويش در حركت است و نيروی مدافع‏ی وی، در جاده‏ای بی سرانجام و بی انتها، گيج و سر در گم، ساز دلنشين خود را می‏نوازد و از آن نيرو می‏گيرد!!! توده‏ی به خشم آمده و ناراضی از وضعيت كنونی، شديداً نيازمندِ ياری، پشتيبانی و سازماندهی‏ست؛ سازمان حمايت‏گر وی در پی صدور قطعنامه‏های متفاوت، ارگان‏تراشی‏های بی بو و بی خاصيت و انتشار نشريات گوناگونِ روشنفكرانه و "خردگرايانه" تحت نام‏های مختلف می‏باشد.

 

همه در مدارهای خود ساخته‏ی خويش غراق‏اند و در صدد هر چه تنگ‏تر نمودن حصارهای سياسی – تشكيلاتی‏شان می‏باشند. همه‏ی نيروها با هر قد و قواره‏ای بر اين باوراند كه خود به تنهائی و بدون همكاری با ديگر نيروهای كمونيست، مبارز و راديكال قادر به تغيير دنيای پر از ظلم و تباهی‏اند. ساعت‏ها و روزها گرد هم آمده و با صدور بيانيه‏های گوناگون و بی‏ارزش و فاقد تعرض، وقت، زمان و انرژی خود را بدون كوچك‏ترين چشم‏انداز روشنی بهدر می‏دهند. حقيقتاً كه در فرهنگ امروزی چپِ خارج از كشور، فرد جای جمع را گرفته است؛ افتراق جای وحدت را پر نموده است؛ سكتاريسم و خود محوربينی سياسی جای اتحادِ همگانی و يگانگی را قبضه نموده است و حذف نيرو جایگزين حذب نيرو گرديده است.

متأسفانه در اين ميان حوزه‏ی بررسی به كاركردها و مرور نقادانه به سياست‏های نافرجام از قلم افتاده است و دلائل چرائی و نا موفقی برنامه‏ها و سياست‏ها، در همان كريدورهای تنگ و تاريك‏شان دفن می‏گردد. نگاه به گذشته از منظر آنان پاسخگوی شرايط حال و آينده نيست. به تبع از آن در دنيای در هم آشفته، معانی ترم‏ها و متدها كاملاً در هم ريخته شده است؛ نشست‏های متفاوت برگزار می‏نمايند تا بر وظايف خود "جلايی" بخشند. به عبارت واقعی‏تر می‏توان گفت كه مزيت چنين نشست‏های پی در پی‏ای‏، به لشكركشی‏ها و سازمان دادن عليه‏ی نيروهای مخالف درونی، ابقای "ليدر"، "رهبر"، "كميته مركزی"، "شورايعالی" و غيره خلاصه ‏گرديده است. در عمل مشاهده نموده‏ايم كه برگزاری جلسات متداوم، ارگان‏تراشی‏های متفاوت و تصويب قطعنامه‏های گوناگون فاقد كوچكترين تعرض و بارآوری‏ها‏ست و اساساً در جهت مصارف داخلی‏ بكار می‏آيد.

 

از درون هم كوچكترين تعرض عملی‏ای را عليه‏ی رژيم جمهوری اسلامی شاهد نمی‏باشيم. جمهوری اسلامی ميزان و دامنه‏ی سركوب خويش را گسترش می‏بخشد، "چپ" داخل هم بموازات نيروهای كمونيستی خارج از كشور، سر در گم و در چنبره‏ی پاسخگوئی به معضلات ذهنی چندين ساله‏ی خويش مشغول است. بر وظايف خود كاملاً آگاه نيست و نقد نا نوشته شده و نا مدون خود را دارد و بقول خويش از تئوری‏های گذشتگان و "چپ سنتی" و بی "ارتباط با توده‏ها" فاصله گرفته است تا ارتباط از نوع خويش را با جنبش‏های اعتراضی برقرار نمايد!! "چپی" كه تا كنون عليرغم ادعاهای‏اش نتوانسته است، خود را حول يك پلاتفرم و يا برنامه‏ی سياسی مشخصی – بعنوان يك تشكلِ با نام و نشانی – سامان بخشد و در برابر تعرضات رژيم در عرصه‏های متفاوت عرض و اندام نمايد. تجربه نشان داده است و تا كنون شاهد بوده‏ايم كه آغازگر و ميدان‏دار فعاليت‏های مبارزاتی – عملی عليه‏ی نظام سركوبگر نيست. در حرف صف – سياسی، تئوريك – خود را جدا می‏نمايد؛ امّا در عمل متأثر از تئوری و نگرش‏های جريانات و احزاب چپ موجودِ خارج از كشور می‏باشد. از فعاليت‏های كنونی خويش راضی‏ست و از جوهره‏ی تعرض لازمه، كاملاً بدور می‏باشد؛ همان دردی كه نيروهای چپ موجود خارج از كشور از آن در رنج و عذاب‏اند.

 

"چپ" داخل، چپ گذشته را به صلابه می‏كشد و به باور خويش قصد دارد تا بر نادرستی‏های كار گذشتكان خطِ بطلان كشد و سياست مختص با زمانه و دنيای امروزی را پيشه‏ی خود سازد. بی‏ترديد بر هر كمونيست صادق و انسان تحول‏گرای‏ست تا از نقصان‏ها و نارسائی‏ها فاصله گيرد و جنبش‏های كارگری – توده‏ای را يك گام به جلو سوق دهد. حق مسلم آن است‏كه تنها با باوری عميق و كار بست چنين سياست و منشی می‏توان جايگاه كمونيست‏های اصيل و وفادار به منافع‏ی كارگران و زحمت‏كشان را در قبال جريانات و مدافعين لميده در درون جنبش‏های اعتراضی متمايز ساخت. با اين اوصاف بر هر كمونيستِ نقاد و مبارز دگرانديش و معتقد به روش‏های دگرگونه‏ساز است تا نوع كاری و سازماندهی كيفيتاً متفاوت خود را در بسيج و تعرض به دشمن و آن هم بگونه‏ی عملی بنمايش گذارد و با انتخابِ صحيح ميدان‏های مبارزاتی، جامعه را به سوی رهائی از زير سلطه‏ی امپرياليسم رهنمون سازد. بايد چنين فعاليت و كاركردهايی را بطور عيان مشاهده نمود و به سركوب‏های روزمره‏ی رژيم پاسخ داد و قدم به قدم ميدان و فضا را از چنگ دشمنان طبقاتی كارگران و زحمت‏كشان بدر آورد. جمهوری اسلامی ده‏ها نفر را دستگير می‏نمايد و در مقابل چشمان روشنفكران مورد ضرب و شتم قرار می‏دهد؛ تنی چند از عناصر چپ ايران با تجمع حول نشريات متفاوت، در پی "خردگرائی" جمعی‏اند و يا قصد دارند تا با تشريح و توضيح فلاسفه، سركوب و گلوله‏های رژيم جمهوری اسلامی را پس زنند!!

 

حقيقتاً كه نگاه "چپ" داخل بمانند چپ خارج از كشور، نگاه دگرگونه نيست. تفسير پرداز است و در جهت تغيير وضع موجود گام‏های عملی بر نمی‏دارد. دنيا را جنگ فرا گرفته است. زمانه، زمانه‏ی نشانه گرفتن گلوله‏ها به سينه‏ی معترضين و مدافعين حق و حقيقت، از جانب حاكمان می‏باشد؛ امّا ماركسيست – لنينيست‏های داخل و خارج از كشور بدونِ پاسخگوئی عملی به ضرورت‏‏های جامعه همچنان در پی جواب‏گيری به معضلات ذهنی خويش‏اند. روشن است كه بر اساس چنين پايه و كاركردی نمی‏توان حتی يك گام جنبش‏های اعتراضی را به جلو سوق داد و رسالت تاريخی خويش را به سرانجام رساند. عليرغم چنين وضعيت تلخی بايد اذعان نمود كه مردم به ميزانی بر وظايف‏‏شان آگاه‏اند؛ به خيابان‏ها می‏ريزند و عليه‏ی بی‏عدالتی‏های حاكم بر جامعه دست به تحصن و اعتصاب می‏زنند و خواهان حقوق پايمال شده‏ی خويش‏اند. رژيم هم كاملاً واقف است‏كه چگونه و با كدام روش می‏بايست به جنبش‏های اعتراضی و مخالفين‏اش پاسخ دهد. آنچه در اين ميان نا روشن، نا معين و سر در گم باقی مانده است، همانا بی وظيفه‏گی عملی نيروهای كمونيست داخل و خارج، نسبت به اوضاع كنونی‏ست. سئوال اين است تا چه زمان می‏بايست بر اين دور تسلسل ادامه داد و شاهد سركوب و به خون در غلطيدن مخالفين و مبارزين عليه‏ی بی‏عدالتی‏های موجود بود؟ تا چه مدت می‏بايست شاهد در به دری و نداری ميليون‏ها انسان در ايران بود و از عكس‏العمل‏های مناسب و مطلوب عليه‏ی بانيان چنين وضعيتی خود را محروم ساخت؟

 

در اين مدت به اثبات رسيده است‏كه در ايران تحت حاكميت رژيم جمهوری اسلامی، حيات انسانی بی‏ارزش و بی معنا‏ست. جامعه توسط زورمداران از مدار انسانيتِ خود خارج گشته است و زندگی، امنيت و آسايش برای عده‏ای بسيار اندك، معنا و مفهوم می‏يابد؛ عده‏ای كه از قبل استثمار، چپاول و سركوبِ محرومان بر سرمايه‏های نجومی‏شان می‏افزايند و بر عمرشان بقاء می‏بخشند. لازم است تا روال كنونی را خارج از دل مشغولی‏های روشنفكرانه تغيير داد و مانع‏ی شتاب و تعرض بيش از اين رژيم جمهوری اسلامی عليه‏ی مبارزات بحق اجتماعی گرديد. كمونيست مدافع‏ی منافع‏ی كارگران، دغدغه‏اش جدل‏های بی‏مايه و اثبات خودی نيست. نگرش‏های غير كار ساز را بايد در حوزه‏ی عمل نشان داد. بلوغ و تكامل فكری را بايد در عرصه‏ی پراتيك بنمايش گذاشت. امروزه جنبش‏های كارگری – توده‏ای و دانشجوئی نيازمند هدايت، سازماندهی و رهبری عملی‏ست. وقت آن است تا بر وظيفه‏ی نا روشن خود شفافيت هر چه بيشتری بخشيد و با توانی دو چندان و با ايده‏ای تازه و بُرنده، فعاليت تعرضی خود را عليه‏ی جانيان بشريت سازمان داد. می‏توان به اين امر نائل آمد و نيروهای كمونيستی خارج از كشور در صورت درك عميق به وظايف انقلابی‏شان قادر به تغيير اين سيكل بی‏سرانجام‏اند.

 

بدون شك دگرگونی چنين وضعيتی مستلزم آن است تا نگاه‏ها بطور عملی به درون خيره شود و امكانات و سازماندهی در جهت آن‏ها بكار آيد. زمان را بايد دريافت و بيش از اين اجازه نداد تا بر خسران‏ها اضافه گردد. نيروی بی‏شماری صرف كارهای زائد و بی نتيجه، سازماندهی می‏گردد كه فاقد تأثيرگذاری و ثمربخشی‏‏هاست. واضح است‏كه به تنهائی و بدون ارتباط با پايگاه‏های اجتماعی نمی‏توان آرمان‏های خود را عمومی نمود. پايه‏های كار كمونيستی بر انسجام، اتحاد و تعرض مسلحانه به نظام‏های ظالمانانه استوار می‏باشد. راه بسيج توده‏ای و مقابله با دشمنان طبقاتی از اين طريق ممكن‏پذير و از راه دور نا ممكن می‏باشد. در عمل به اثبات رسيده است‏كه با انتشار صرف نشريات و حمايت‏های بی‏مايه و پر سر و صدا نمی‏توان تاج و تخت سران حكومت را بر سرشان فرو ريخت.

 

دشمن با تمام قوا در صدد تعرض به جان و مال توده‏هاست. از هر امكانی سود می‏جويد تا بندهای اسارت و بندگی را محكم‏تر نمايد. زمان آن فرا رسيده است تا در مقابل سياست‏های ارتجاعی و سركوبگرايانه‏ی امپرياليست‏ها و رژيم‏های وابسته بدانان بپاخاست و گام به گام سلطه‏ و منافع‏ی آنانرا از ريشه سوزاند. بنابراين تمركز و نگاه به داخل، ارنباط و هماهنگی‏های اوليه با نيروهای همسو بمنظور نقش آفرينی‏های عملی می‏تواند معادله‏ی يك‏طرفه و يك‏جانبه‏ی درون جامعه را در هم ريزد و زمينه‏ها‏ی هر چه راديكاليزه‏تر شدن اعتراضات كارگری – توده‏ای، زنان و دانشجويان را فراهم آورد.

واقعيت اين است‏كه دشمنان طبقاتی كارگران و زحمت‏كشان عليرغم تضاد در شيوه‏ی حكومت‏داری، يك‏صدا و متحدانه به صف شده‏اند و در مقابل اعتراضات توده‏ای بگونه‏ا‏ی واحد عمل می‏نمايند. بر پايه‏ی چنين اتحادی‏ست كه دولت‏مردان رژيم قادر گرديده‏اند به مدت سه دهه بر حاكميت‏شان تداوم بخشند. در مقابل نيروهای چپ، پراكنده و منفردانه به دنبال روياهای خويش‏اند. مشاهده نموده‏ايم كه مبارزه و تنش‏های موجود در درون جنبش چپ در جهت حل تضادهای طبقاتی نيست و بر پراكندگی‏ها و شقه شدن‏ها افزوده است. تنها با شركت عملی در خيزش‏های توده‏ای‏ست كه می‏توان سايه‏ها را كنار زد و بر محتوای مبارزات اعتراضی افزود. وقت آن است تا حوزه‏ی جنگ و جدل‏ها‏ی نظری را به عرصه‏ی عملی منتقل نمود و در پراتيك صحت و سقم آنرا در اذهان عمومی بنمايش گذاشت.

 

در يك كلام بايد گفت كه می‏توان به اين اوضاع اسف‏بار پايان داد و دست‏اندازی‏های رژيم را از جان و مال توده‏ها كوتاه نمود. می‏توان بر پراكندگی‏ها فائق آمد و در صفی واحد و يك‏پارچه مبارزات ضد امپرياليستی توده‏های ستم‏ديده را به پيش برد. توافق اوليه و حداقل، بمنظور اتحادی وسيع‏تر و همه جانبه‏تر، جنبش چپ را از حالت كنونی و ندانم‏كاری‏ها بدر خواهد آورد. تجربه‏ی چندين دهه نشان داده است كه روش‏ها و اسلوب‏های بكار گرفته شده از جانب سازمان‏ها، جريانات و افراد غير سازمانی – تشكيلاتی، آن نتايج و ثمربخشی لازمه را ببار نخواهد آورد و مشكلات را دو چندان می‏نمايد. جنبش چپ ايران در درجه نخست نيازمند گرد هم آمدن انسان‏هايی‏ست كه آهنگ واحدی را زمزمه می‏نمايند. تقويت و اتحاد حول مبانی پايه‏ای و دامن زدن به مبارزه ايدئولوژيك فعال بمنظور رفع اختلافات غير اساسی و بنيادی در بستر روابط‍ی سالم و سازنده، بر شكوفائی و بالندگی جنبش كمونيستی من‏حيث‏المجموع خواهد افزود و بر جنگ‏های درونی بی‏محتوا، فرسايشی و ريزش‏زا خاتمه خواهد بخشيد. اين آن ضرورت و وظيفه‏ای‏ست كه در برابر هر انسان كمونيست و متعهد به راه رهائی كارگران و زحمت‏كشان از زير سلطه‏ی نظام استثمارگرايانه قرار می‏گيرد.

 

 

 

(*) هر زمان كه از چپ خارج از كشور سخن بميان می‏آيد منظور آن سازمان‏ها و احزاب ماركسيست – لنينيستی‏ست كه در درون جنبش كمونيستی مشغول فعاليت‏اند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت   توسط شباهنگ راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیده‏اند و محترم شمردن به حقوق و ارزش‏های انسانی در دنیای خود ساخته‏ی آنان کاملاً بی‏مسما گردیده است. این چه زمانه‏ای است که محروم‏ترین اقشار جامعه می‏بایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند.

این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایه‏ریزی نمود که در آن انسان‏ها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابه‏ی سازندگان اصلی هر جامعه‏ای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند.

تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسان‏ها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامه‏ی حیات دهند.

پاره ای از مقالات گذشته
اهمیت و جایگاه پراتیک بر جنبش‏های اعتراضی
کردستان و "چفخا" (*)
افزوده‏هایی بر موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا) بعد از ضربه‏ی 60
نگاهی مختصر به موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا)* بعد از ضریه‏ی سال 60
در حول و حوش گذشته و نگاه به چند شعار!
آنچه ما کردیم (*)
زور و سرکوبِ عریان جزء ذاتی نظام جمهوری اسلامی!
تفاوتِ و تأثیرگذاری دو سیاستُ، دو روش!
جنگ و وظايفِ كمونيست‏ها!
انقلاب توده‏ها نيازمند تشكيلات و سازماندهی‏ست!
چالش‏های مبارزه‏ی ايدئولوژيك در درونِ چپ!
سركوب توده‏ها و راه‏كا‏رها!
كوروش مدرسی، مردم و "حزب حكمتيست"
تفاوت‏های ما
چپ خارج از كشور و چشم‏اندازها
جنبش دانشجوئی و راهكارها!
قهر انقلابی يا قعر انقلابی
سرزنش مردم از جانب «فریبرز سنجری»
نگاه حمید تقوائی پیرامون فراکسیون .....
نکاتی پیرامون بیانیه فراکسیون "اتحاد کمونیسم کارگری"
تغییر در روش و ثمربخشی در مبارزه!
کدام دو اتفاق و دو جنس؟!
توهم و تحریف!
چاره ی کار درچیست؟
نظری بر نوشته ی رفیق "اشرف دهقانی" ...
هزینه های مبارزه’ مسالمت آمیز!
هنر برای هنر یا هنر طبقاتی
چه گوارا قهرمانِ، قهرمانان بود
لزوم پیشاهنگ پرولتری از نگاه رفیق پویان!
سازمانیابی طبقه کارگر در بستر کدام اشکال مبارزاتی؟
آرشیو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
دی 1384
شهریور 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آبان 1383
شهریور 1383
خرداد 1383
مهر 1382
شهریور 1382
دی 1378
نام لينك يا وب مورد نظر
سایت منو پالتاک

نام لينك يا وب مورد نظر
سایت وروجاك

پیوندها
آرشیو مارکسیست ها
احمد شاملو
منو پالتاک
خسرو گلسرخی
صمد بهرنگی
سازمان 19 بهمن
ایده نو، دنیای نو
فروغ فرخزاد
نیما یوشیج
وروجک
دگرگونی
چه گوارا
کانون اندیشه
آشتی
آزادی بیان
شاهو
پیام
منو پالتاک
پژواک وین
آرمان خلق
اوانگارد
تئوری و پراتيك انقلابی
گفتگوهای زندان
زنان كارگر
گزارشگران
جنبش سرخ
سایت انعکاس
آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران
چپ انقلابی
کمون
ستاره شمال
ئه م روله

آثار چه گوارا
نام لينك يا وب مورد نظر
جنگ پارتیزانی – یک روش ِمبارزه
سرود فيدل
همبستگى با ويتنام
تکنیک و انقلاب
دفاع از دستاوردهای انقلاب
درمان اجتماعی
مفهوم برنامه ریزی سوسیالیستی
مصاحبه چه گوارا با روزنامه نگاران چینی
جهان بینی انقلاب کوبا
بسیج توده ها در مقابل تجاوز
نامه ی "چه" بیک کوشنده جنگ انقلابی
درباره نقش حزب مارکسیستی – لنینیستی
اصول کلی جنگ های چریکی
سخنرانی در نخستین سمینار سازمان همبستگی افریقا و آسیا در الجزیره
انسان و سوسیالیسم در کوبا
نامه ی "چه" به پدر و مادرش پیام به کنفرانس اوسپال ....
خاطرات بولیوی
به یاد کامیلو سیانفیوسکوس
نامه به فیدل کاسترو
نامه چه گوارا به همسر و فرزندانش درباره‏ی طب انقلابی
از نوشته هاى امير پرويز پويان
نام لينك يا وب مورد نظر ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئورى بقاء
خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب
درباره ی صمد
استحاله
بازگشتِ به « ناکُجا‌آباد»
مقالات انتخابی و رسيده
در حاشیه مرگ تراژیک سهیلا .. اسد نودینیان
بیشرمانه ترین توافق هسته ای تاریخ در ابهام – منو پالتاک
نگاه ندا – ع. امید
در ستايش اكتبر - سربلند
سرگردان میان تئوری و واقعیت - سربلند
حمايت دالايي لاما از جنبش سبز – منو پالتاک
اين قطار بوي خون ميدهد – منو پالتاک
محمود احمدي نژاد در نيويورك - منو پالتاک
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق یحیی رحیمی – یوسف زرکار
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق جلال فتاحی- یوسف زرکار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تظاهراتي كه .. – منو پالتاک
جوان – سیروس کار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
پاسخ به نظر خواهی .. - یوسف زرکار
چه كسي پنجره ها را خواهد گشود؟ - سربلند
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
سیاه سبز سرخ – سیروس کار
من و همزادم - سربلند
بی برنامه گی "جنبش سبز اسلامی" .. - بهمن
تاریخ کمون پاریس – ترجمه بیژن هیرمن پور
از ديگر آدرس ها
گويا
دیدگاه
دنياى ما
بى طرف
گاهنامه سياسى ايران
نشر بيدار
سینمای آزاد
روشنگری
لوموند دپیلماتیک
ایران گلوبال
نگاه
کتاب های فارسی رایگان
پیک ایران

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان