تبليغاتX
تریبون شما - جنبش دانشجوئی و راهكارها!

 

باز انديشی و بازنگری سياست‏ها و روش‏های حاكم بر اعتراضات دانشجوئی و رد نارسائی‏ها و نقصان‏های موجود می‏تواند، راديكاليزم مبارزات دانشجوئی را دو چندان نمايد. متعاقباً روشن‏سازی و جايگاه دقيق دانشگاه‏ها و دانشجويان، در تصادمات طبقاتی بنوبه‏ی خود می‏تواند، به عامل بازدارنده‏ی انتظارات بی‏جا و بی‏مورد از اين قشر روشنفكر جامعه منجر گردد. قشری كه بجرات می‏توان تاكيد ورزيد كه عليرغم سيال بودن‏شان، همواره از جانب دولت‏مردان، تحت نظر و كنترل بوده و مورد آماج حملات وحشيانه‏ی ارگان‏های سركوبگر نظام‏های امپرياليستی قرار دارند.

جدا از اين‏كه دانشگاه‏ها به عنوان يكی از اركان و ميادين نشر آگاهی انقلابی در درون جامعه، نقش بس مهمی را ايفاء می‏نمايند؛ جدا از اين‏كه تاريخ مبارزاتی اين قشر از روشنفكران ميهنمان مملو از تجارب، شكست‏ها و پيروزی‏هاست. بر همين اساس همواره، نيازمندِ بررسی و مرور به گذشته‏ و اتخاذ اسلوب‏های مطلوب و مناسب با شرايط جديد می‏باشد. بی‏گمان اعتراضات دانشجويان در بستر چنين متدی باز توليد و بارآوری خواهد داشت و چشم‏اندازهای روشن‏تری در مقابل‏اش قرار خواهد گرفت.

 

حقيقتاً كه دانشگاه‏ها بدليل تجمع فرزندان اقشار متفاوت جامعه، به ميدان اعتراضاتِ طبقات محروم و به ميدان نبرد گرايشات سياسی گوناگون تبديل گشته است. ميدان و نبردی ‏كه بعضاً نمود و تجلی خود را در چندين جبهه‏ی طبقاتی بنمايش می‏گذارد. در بستر چنين حقيقتی همواره مقصود طبقات حاكم بر آن می‏باشد تا دانشگاه‏ها را تحت سيطره‏ی كامل خود در آورده و مانع‏ی نشر آگاهی و ارتباط دانشجويان مبارز و كمونيست با محيط پيرامون خود گردند. امّا دانشگاه و دانشجو بنابه نقش و رسالت‏‏شان همواره در برابر دولت‏های ارتجاعی و سركوبگر بپاخاسته‏اند و هزينه‏های بس كلانی از خود بر جای گذاشته‏اند. در اين ميان رژيم جمهوری اسلامی هم به سياق هم‏نوعانش تمامی هم و غم خود را بكار بسته است تا دانشگاه‏ها و دانشجويان را بر اساس منافع و اميال سياسی‏ خويش سمت و سو دهد. نيازی به باز نمودن مجدد پرونده‏ی دولت‏مردان رژيم در حق دانشجويان نيست. بيلان كاركرد چندين ساله‏ی سران و كارگزاران جمهوری اسلامی در اين حوزه بسيار گويا و شفاف می‏باشد.

رژيم در اين مدت تا توانست به شكار دانشجويان انقلابی پرداخت و تا توانست نيروهای مزدور و وابسته به خويش را بمنظور شناسائی و كنترل دانشجويان مبارز و كمونيست، به درون دانشگاه‏ها فرستاد و تا توانست بمنظور تخطئه‏ی مبارزات‏شان، قوانين ارتجاعی وضع نمود. به موازات بگير و به بندها و صدها تضييقات و محدوديت‏ها، دانشجويان مبارز و كمونيست هم به عنوان مدافعين انقلاب رهائی‏بخش، رژيم و سياست‏های‏ ارتجاعی‏اش را به چالش كشيده‏اند. امّا عليرغم تمامی فراز و نشيب‏ها و تنش‏های موجود در جامعه و پايداری و مقاومت‏ دانشجويان در قبال تعرضات سركوبگران رژيم جمهوری اسلامی، اين سئوال كليدی و اساسی در مقابل هر انسان آزاده و دانشجويان معترض به وضع موجود قرار می‏گيرد كه چگونه و در بستر كدام اشكال مبارزاتی می‏توان به خواسته‏های لگدمال شده‏ی خويش دست يافت و مانع‏ی فشار دستگاه‏های سركوبگر رژيم در ميادين دانشگاه‏ها گرديد. و مضافاً اينكه جنبش دانشجوئی عليرغم انتخاب و تداوم روش‏های تدافعی و تكراری، راهكارها را چگونه می‏بيند؟

 

بدون شك اعتراضات چند هفته‏ی اخير دانشجويان از يك‏سو و برخورد رژيم نسبت به مخالفين‏اش – چه خودی‏ها و چه غير خودی‏ها – در درون دانشگاه‏ها از سوی ديگر می‏تواند فرصتی باشد تا كمی عميق‏تر و دقيق‏تر به اوضاع و روش‏های تا كنونی دانشجويان پرداخت. اوضاعی كه هر از چند گاهی و بنابه دلائل گوناگون به عنوان سر تيترهای خبری – مبارزاتی جامعه تبديل گشته و مجدداً، به سير طبيعی و معمولی خويش باز می‏گردد. حق مسلم آن است‏ هنگامی‏كه از جنبش دانشجوئی سخن به ميان می‏آيد منظور آن اعتراضات راديكالی‏ست كه از جانب دانشجويان مبارز و كمونيست كه با تمام وجود خواهان تغيير وضع موجوداند، مدنظر می‏باشد؛ نه اعتراضاتی كه در چارچوبه‏ی تضادهای درونی حاكميت بمنظور سهم‏بری هر چه بيشتر در دستگاه‏های دولتی بوقوع می‏پيوندد. بر اين اساس بر هر عنصر مدافع‏ی حقوق پايمال شده‏ی دانشجويان است تا صف و جايگاهِ جنگ و دعواهای درون حكومتی را با خيزش‏های راديكال و اعتراضی دانشجويان از هم مجزا نمايد و با زبان و نوشتاری واحد، به اين دو مقوله و روند نپردازد. مضافاً اين‏كه می‏توان و صحيح است تا از فضای تشج‏زا و درگيری‏های درونی رژيم، بهره‏برداری‏های لازمه را بنمايد؛ امّا جايز نبوده و نمی‏باشد تا منافع‏ی خود را با خواسته‏های سياسی جناح‏های رقيبِ درون حكومتی كه اين روزها جلوه‏هايی از آنرا در درون دانشگاه‏ها شاهديم، گره زند.

 

واقف‏ايم كه جمهورری اسلامی و بنابه گفته‏ی اخير رئيس جمهورش، قصد دارد جامعه و دانشگاه را "امام زمانی" كند. دانشگاه و دانشجويان هم بموازات آن در صددند تا  حيطه‏ی بسته و افسار گسيخته‏ی چندين دهه را پاره نمايند و در فضايی مملو از آرامش و آزادی و بدور از چشمان درنده‏ی ارگان‏های سركوبگر بر فعاليت‏های تحصيلی – سياسی خويش تداوم بخشند. تا كنون بر هر عقل سليم و آزاده‏ای روشن گرديده است‏كه سران حكومت با هر نوع آزادی و حقوق اوليه‏ی انسان‏ها سر جنگ دارند و در عمل هم به اثبات رسيده است‏كه در اين مدت، هيچ قشر، صنف و طبقه‏ای از يورش‏های وحشيانه‏ی سركوبگران در امان نبوده است. دانشگاه‏ها و دانشجويان هم در اين نبرد آشتی‏ناپذير طبقاتی بمانند ديگر استثمار شوندگان مورد يورش جانيان بشريت قرار گرفته‏اند. جنگ نابرابر است و بدون كوچكترين توهمی دامنه‏ی آن به دانشگاه‏های ايران هم سرايت نموده است؛ جنگ و نبرد طبقاتی‏ای كه دو سر آن كاملاً از دو منافع‏ی متفاوت پيروی نموده و دشمن يكديگراند و تحت هيچ شرايطی فيمابين آنان مصالحه، سازش و مدارا ممكن‏پذير نمی‏باشد.

 

متعاقباً روشن است‏كه دشمن ديرينه‏ی مردم و دانشجويان راديكال و كمونيست كاملاً بر منافع‏ی خويش آگاه‏ست و بهمين اعتبار هر آنچه را كه در چنته دارد، در عمل بكار می‏بندد تا مانع‏ی رشد و گسترش آرمان‏های توده‏ای گردد. در روز روشن و در برابر چشمان صدها انسان، افراد معترض را دستگير می‏كند، می‏بندد و می‏كُشد تا در پرتو رعب و وحشت، جامعه را كنترل نمايد. كار بست اين نوع روش‏ها و متدها از جانب رژيم در قبال مبارزات توده‏ای – دانشجوئی نادر و يا نمونه تلقی نگشته، بلكه به سياست روتين و روزمره‏ی كار بدستان حكومت تبديل گرديده است. به موارد اخير نگاهی بی‏اندازيم. ۳ الی ۴ مزدور رژيم، دانشجوی معترض را در مقابل همكلاسی‏های‏شان می‏ربايند و به سياه‏چال‏ها می‏برند؛ در مقابل دانشجويان از رفتن به سر كلاس‏ها خوداری می‏ورزند، دست به اعتراض و تحصن می‏زنند و طی نامه‏ای اين عمل غير انسانی را محكوم می‏نمايند و خواهان مجازات عاملين چنين وقايع‏ای می‏باشند!!! بدون اينكه به اين امر توجه شود كه مرتكبين چنين اعمالی از خود نظام‏اند و كاملاً تحت پوشش و حمايت نهادهای وابسته به رژيم در درون دانشگاه‏ها و ديگر ارگان‏های سركوبگر به اين اقدام جنايتكارانه‏ مبادرت می‏ورزند.

 

آيا می‏توان با از سر گذراندن تجارب چندين دهه از عملكرد رژيم جمهوری اسلامی به اين نتايج نادقيق و ناسنجيده دست يافت كه چنين بگير و به بندهایی در تخالف با سياست‏های حاكم بر نظام امپرياليستی ايران صورت می‏گيرد؟ و آيا می‏توان بر اين باور بود هنگامی‏كه دستگاه‏های اطلاعاتی- امنيتی "موازی" در ايران، به شكار دانشجويان می‏پردازند، سران حكومت از كاركرد آنان مخالف‏اند و يا بعبارتی بی‏خبراند؟!!! آيا تا كنون ما مشاهده ننموده‏ايم كه جناح‏های متفاوتِ رژيم عليرغم اختلاف سليقه در شيوه‏ی حكومت‏داری، در برابر اعتراضات بحق توده‏ای – دانشجوئی، يكسان عمل نموده‏اند و از منافع‏ی واحدی به سركوب جنبش‏های اعتراضی دانشجوئی پرداخته‏اند؟

كاملاً واضح و آشكار می‏باشد كه هر زمان اعتراضات دانشجوئی بالا گرفت، سران حكومت خارج از تضادهای درونی، در صفی واحد، شمشيرهای خود را تيز نموده‏اند و به قلع و قمع دانشجويان معترض پرداخته‏اند. با اين اوصاف جداسازی ارگان‏های سركوبگر و لباس شخصی‏ها از تن نظام، به معنای بهرز بردن اعتراضات بحق دانشجويان و توهم‏زدايی نسبت به كليت نظام حاكم می‏باشد. اين درست است‏كه بمنظور پيشبرد امر مبارزه و در تقابل با كنش‏های دولت‏مردان بايد واكنش نشان داد و از هر امكان و روشی سود جست تا سران حكومت را در مخصمه‏ی هر چه بيشتری قرار داد؛ امّا آنچه در اين ميان و بعد از گذشت دهه‏ها بايد مورد باز تعريف و بازبينی قرار گيرد آن است‏كه تا چه مدت بايد در مقابل تعرضات وحشيانه‏ی رژيم در درون دانشگاه‏ها، به روش‏های غير مقابله‏ای و هزينه‏پرداز تداوم بخشيد و از عكس‏العمل‏های لازم و بجا پرهيز نمود؟ آيا زمان آن فرا نرسيده است تا دانشجويان با انبانی از تجارب خونين و بگير و به بندهای ممتد و كُشتار، چاره و راهی دگر بی‏انديشند و ميدان تعرضات رژيم در درون دانشگاه‏ها را محدود و در نهايت ريشه‏كن نمايند؟ آيا زمان آن فرا نرسيده است تا در تقابل با دشمنان طبقاتی، مراحل نوين‏تری از مبارزه را بكار بست و از روش‏های ايستايی فاصله گرفت؟

درك زمان و شناختِ صحيح از پروسه‏های گوناگون مبارزه بنوبه‏ی خود بر موقعيت و پتانسل مبارزاتی دانشجويان خواهد افزود و همچنين زمينه‏ساز بالندگی جنبش‏های اعتراضی در درون جامعه خواهد گرديد. بر اين اساس‏ بعد از گذشت دهه‏ها مبارزه با رژيم، دانشگاه‏ها نيازمند اتخاذ سياست و روشی ديگر و در اتحادی وسيع‏تر می‏باشند. شاهديم كه بكارگيری اشكال تا كنونی و تكراری از جانب دانشجويان، آن ثمربخشی لازمه را در بر نداشته و رژيم را هارتر نموده است. رژيم كاملاً بر چنين اوضاعی آشناست. بهمين دليل است‏كه بخود جرات می‏دهد و با فرستادن ۳ الی ۴ مزدور لباس شخصی، مخالفين و مبارزين را در ميان انبوهی از ديگر دانشجويان دستگير و روانه‏ی سياه‏‏چال‏های مخوف خود می‏نمايد.

 

نزديك به ۳۰ سال است‏كه سران حكومت، دانشگاه‏ها را به ميدان تاخت و تاز خود تبديل نموده‏اند؛ بموازات آن نزديك به ۳۰ سال است‏كه دانشجويان در مقايل سياست‏های سركوبگرايانه‏ی رژيم و به اشكال متفاوت به مقابله برخاسته‏اند. در اين شك و شبهه‏ای نيست. امّا نكته‏ای كه بايد بدان توجه نمود آن است‏كه وقت پرش به جلوست و وقتِ اتخاذ روش‏های متكامل‏تر، برنده‏تر و شكننده‏تر از جانب دانشجويان مبارز و كمونيست و مهمتر از آن در ميدان‏های ديگر می‏باشد. وقت آن است تا بر راديكاليزم‏ مبارزات افزود و ميدان تعرضات دشمن را با عكس‏العمل‏های بجا و كارساز، تنگ و تنگ‏تر نمود. تنها با ردِ سياست‏های تدافعی غير فعال است‏كه  می‏توان دست ارگان‏های سركوبگر رژيم را از ميادين دانشگاه‏ها كوتاه نمود. كاملاً واضح است‏كه دانشجويان در دوران حاكميت رژيم جمهوری اسلامی از خود جان‏فشانی‏ها و هزينه‏های بسياز زيادی بر جای گذشته‏اند؛ امّا در مقابل، آن ماحصل لازمه و آنچنانی را به ارمغان نيآورده است. دشمنِ دانشجو، مسلح است و در پرتو آن، تعرض خويش را عليه‏ی دانشجويان سازمان می‏دهد. در بستر سلاح، "انقلاب فرهنگی" براه می‏اندازد تا بر ميادين دانشگاه‏ها تسلط كامل يابد. بگير و به بندها و اخراج و تنبيهات انضباطی هم بی‏انتهاست. وقت آن است تا نيروی روشنفكر و آگاه جامعه بمنظور دفاع از مطالبات‏اش دامنه‏ی تعرضات سركوبگران را محدود نمايد و متقابلاً بر هزينه‏های رژيم بی‏افزايد.

 

جمهوری اسلامی ميدان را كاملاً از وجود نيروی عمل‏گرا و سازمانيافته خالی ديده است و بر همين اساس است كه با خيالی آسوده می‏تازد تا حاكميت‏اش را، بر دوام نگه دارد. نقش عنصر آگاه و روشنفكر در تغيير اوضاع كنونی و بر هم زدن توازن قوا در درون دانشگاه‏ها و جامعه است. جنبش دانشجوئی هم در اين چارچوبه نيازمند تغيير روشِ بنيادی بمنظور تحقق مطالبات اوليه‏ی خويش می‏باشد. حقيقتاً تكرار اسلوب‏های بی‏سرانجام، بر هزينه‏های‏اش خواهد افزود. جمهوری اسلامی دستگير می‏كند و می‏بندد و نمی‏توان در مقابله با تعرضات وحشيانه‏ی رژيم به دفاع غير فعال پرداخت و انتظار عقب‏نشينی ارگان‏های سركوبگر از ميادين دانشگاه‏ها را داشت. قطعاً دانشجويان بدليل موقعيت، بافت و سيال بودن‏شان قادر به رهبری مبارزات ضد امپرياليستی جامعه‏ی‏مان نمی‏باشند؛ امّا با اتخاذ سياست‏ها و راهكارهای نوين و تعرضِی‏‏تر عليه‏ی مدافعين نظام در درورن دانشگاه‏ها، قادراند تا دامنه‏ی يكه‏تازی‏های سركوبگران رژيم جمهوری اسلامی در ميادين دانشگاه‏ها را محدود و محدودتر نمايند. بر اين مبنا سازماندهی و تدارك بمنظور دفاع فعال و تعرض مقابله‏ای به نيروهای رژيم، بنوبه‏ی خود زمينه‏ساز هر چه راديكاليزه‏تر شدن جنبش‏های اعتراضی دانشجوئی‏ست. بايد از روش‏ها و متدهای چندين ساله‏ی هزينه‏پرداز، دوری جست و با تعرض سازمانيافته به مدافعين نظام در درون دانشگاه‏ها مانع‏ی قدر قدرتی‏های رژيم گرديد. طبيعتاً دانشجو در پيوند با ديگر مبارزات توده‏‏ای‏ست كه می‏تواند به حقوق حقه‏ی خويش دست يابد. حمايت بی‏وقفه از ديگر جنبش‏های اعتراضی و مرزبندی كامل و روشن با نهادها و انجمن‏های اسلامی در درون دانشگاه‏ها از ضرورت‏هاست. بايد آگاه بود كه تنها در بستر قهر انقلابی‏ست كه دانشجويان و همه‏ی ستم‏ديدگان قادر خواهند گرديد به رهائی و آزادی دست يابند. بنابراين جدا از اينكه بر دانشجويان مبارز است تا سياست‏ها و روش‏های هزينه‏پرداز تا كنونی را، بطور عملی در صحن دانشگاه‏ها متحول سازند، بر همه‏ی نيروهای كمونيستِ وفادار به انقلاب است تا در اتحادی يكپارچه و وسيع‏تر، جمهوری اسلامی را در نبردی جدی و قهرآميز به مصاف طلبند. آزادی و رهائی همه‏ی محرومان و نابودی و محو ريشه‏ای بی‏عدالتی‏های حاكم بر جامعه در گرو چنين سياستِ دگرگونه‏سازی نهفته می‏باشد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط شباهنگ راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیده‏اند و محترم شمردن به حقوق و ارزش‏های انسانی در دنیای خود ساخته‏ی آنان کاملاً بی‏مسما گردیده است. این چه زمانه‏ای است که محروم‏ترین اقشار جامعه می‏بایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند.

این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایه‏ریزی نمود که در آن انسان‏ها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابه‏ی سازندگان اصلی هر جامعه‏ای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند.

تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسان‏ها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامه‏ی حیات دهند.

پاره ای از مقالات گذشته
اهمیت و جایگاه پراتیک بر جنبش‏های اعتراضی
کردستان و "چفخا" (*)
افزوده‏هایی بر موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا) بعد از ضربه‏ی 60
نگاهی مختصر به موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا)* بعد از ضریه‏ی سال 60
در حول و حوش گذشته و نگاه به چند شعار!
آنچه ما کردیم (*)
زور و سرکوبِ عریان جزء ذاتی نظام جمهوری اسلامی!
تفاوتِ و تأثیرگذاری دو سیاستُ، دو روش!
جنگ و وظايفِ كمونيست‏ها!
انقلاب توده‏ها نيازمند تشكيلات و سازماندهی‏ست!
چالش‏های مبارزه‏ی ايدئولوژيك در درونِ چپ!
سركوب توده‏ها و راه‏كا‏رها!
كوروش مدرسی، مردم و "حزب حكمتيست"
تفاوت‏های ما
چپ خارج از كشور و چشم‏اندازها
جنبش دانشجوئی و راهكارها!
قهر انقلابی يا قعر انقلابی
سرزنش مردم از جانب «فریبرز سنجری»
نگاه حمید تقوائی پیرامون فراکسیون .....
نکاتی پیرامون بیانیه فراکسیون "اتحاد کمونیسم کارگری"
تغییر در روش و ثمربخشی در مبارزه!
کدام دو اتفاق و دو جنس؟!
توهم و تحریف!
چاره ی کار درچیست؟
نظری بر نوشته ی رفیق "اشرف دهقانی" ...
هزینه های مبارزه’ مسالمت آمیز!
هنر برای هنر یا هنر طبقاتی
چه گوارا قهرمانِ، قهرمانان بود
لزوم پیشاهنگ پرولتری از نگاه رفیق پویان!
سازمانیابی طبقه کارگر در بستر کدام اشکال مبارزاتی؟
آرشیو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
دی 1384
شهریور 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آبان 1383
شهریور 1383
خرداد 1383
مهر 1382
شهریور 1382
دی 1378
نام لينك يا وب مورد نظر
سایت منو پالتاک

نام لينك يا وب مورد نظر
سایت وروجاك

پیوندها
آرشیو مارکسیست ها
احمد شاملو
منو پالتاک
خسرو گلسرخی
صمد بهرنگی
سازمان 19 بهمن
ایده نو، دنیای نو
فروغ فرخزاد
نیما یوشیج
وروجک
دگرگونی
چه گوارا
کانون اندیشه
آشتی
آزادی بیان
شاهو
پیام
منو پالتاک
پژواک وین
آرمان خلق
اوانگارد
تئوری و پراتيك انقلابی
گفتگوهای زندان
زنان كارگر
گزارشگران
جنبش سرخ
سایت انعکاس
آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران
چپ انقلابی
کمون
ستاره شمال
ئه م روله

آثار چه گوارا
نام لينك يا وب مورد نظر
جنگ پارتیزانی – یک روش ِمبارزه
سرود فيدل
همبستگى با ويتنام
تکنیک و انقلاب
دفاع از دستاوردهای انقلاب
درمان اجتماعی
مفهوم برنامه ریزی سوسیالیستی
مصاحبه چه گوارا با روزنامه نگاران چینی
جهان بینی انقلاب کوبا
بسیج توده ها در مقابل تجاوز
نامه ی "چه" بیک کوشنده جنگ انقلابی
درباره نقش حزب مارکسیستی – لنینیستی
اصول کلی جنگ های چریکی
سخنرانی در نخستین سمینار سازمان همبستگی افریقا و آسیا در الجزیره
انسان و سوسیالیسم در کوبا
نامه ی "چه" به پدر و مادرش پیام به کنفرانس اوسپال ....
خاطرات بولیوی
به یاد کامیلو سیانفیوسکوس
نامه به فیدل کاسترو
نامه چه گوارا به همسر و فرزندانش درباره‏ی طب انقلابی
از نوشته هاى امير پرويز پويان
نام لينك يا وب مورد نظر ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئورى بقاء
خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب
درباره ی صمد
استحاله
بازگشتِ به « ناکُجا‌آباد»
مقالات انتخابی و رسيده
در حاشیه مرگ تراژیک سهیلا .. اسد نودینیان
بیشرمانه ترین توافق هسته ای تاریخ در ابهام – منو پالتاک
نگاه ندا – ع. امید
در ستايش اكتبر - سربلند
سرگردان میان تئوری و واقعیت - سربلند
حمايت دالايي لاما از جنبش سبز – منو پالتاک
اين قطار بوي خون ميدهد – منو پالتاک
محمود احمدي نژاد در نيويورك - منو پالتاک
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق یحیی رحیمی – یوسف زرکار
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق جلال فتاحی- یوسف زرکار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تظاهراتي كه .. – منو پالتاک
جوان – سیروس کار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
پاسخ به نظر خواهی .. - یوسف زرکار
چه كسي پنجره ها را خواهد گشود؟ - سربلند
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
سیاه سبز سرخ – سیروس کار
من و همزادم - سربلند
بی برنامه گی "جنبش سبز اسلامی" .. - بهمن
تاریخ کمون پاریس – ترجمه بیژن هیرمن پور
از ديگر آدرس ها
گويا
دیدگاه
دنياى ما
بى طرف
گاهنامه سياسى ايران
نشر بيدار
سینمای آزاد
روشنگری
لوموند دپیلماتیک
ایران گلوبال
نگاه
کتاب های فارسی رایگان
پیک ایران

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان