![]() |
|
![]() |
|
از هنگامه ی اعلام دولت یهود در سال ۱۹۴۸، در سرزمین های فلسطین، توده های ستمدیده بمنظور رهائی از سیطره ی صهیونیست ها طی دوره های متفاوت بمبارزه برخاسته اند. حاکمیت ِ بیش از نیم قرن صهیونیست ها بر سرزمین فلسطینیان، سراسر نمودار جنایتکاری های غاصب گران اسرائیل از یک سو و مبارزات حق طلبانه ی زحمتکشان فلسطینی از سوی دیگر می باشد. اگر چه آتش شعله ور شده در فلسطین هر از چند گاهی بدلائل سیاست های سازشکارانه ی سازمانهای مدعی رهبری جنبش فلسطین کم رنگ تر گشته، ولی هرگز از حرکت باز نایستاده است و همواره این مبارزات ادامه داشته و بعنوان معضلی بسیار بزرگ و لاینحل در مقابل سرمایه داران قرار گرفته است.
زمان طولانی است که صهیونیست ها بیاری و همت بی شائبه ی امپریالیزم امریکا و با توسل جستن به زور و سر نیزه تلاش نموده اند تا توده های ستمدیده را از خانه و کاشانه ی شان بیرون نمایند و هر آنجا که با مقاومت و ایستادگی آنان مواجه گشته اند، با درنده خویی هر چه تمامتر از کشتار و قتل و عام آنها دریغ نورزیدند. کُشتار و قتل عام توده ها در "تل زعتر"، "دیر یاسین"، "صبرا"، "شتیلا" و غیره از نمونه های هر چند کوچک از جنایاتی است که در حق توده های ستمدیده روا شده است و بعد از گذشت چندین دهه، همچنان بعنوان صفحه ی سیاه فراموش ناشدنی، در مقابل همه ی آزادیخواهان قرار دارد. در بستر چنین اوضاع و احوالی جنبش فلسطین طی چندین دهه ی گذشته نقش بسزائی در تأثیر گذاری مبارزات کارگران و زحمتکشان در منطقه ی خاورمیانه بر جای گذاشته است و از زوایای گوناگون میتوان از آن درس های فراوانی را آموخت. درس هایی که با مطالعه ی دقیق و سنجیده ی آنها می تواند بر تجارب مبارزاتی تمامی نیروهای انقلاب و توده ها بی افزاید. نقش و برخورد توده ها در قبال اشغالگران نگاه توده های ستمدیده از آغاز و تداوم مبارزات چندین دهه ی شان در مقابل اشغالگران، از زاویه ی عملی بگونه ی دیگری است که مدافعین بظاهر منافع ی آنان به آن می نگرنند. غصب سرزمین های مادری فلسطینیان توسط اسرائیلیان به آنان آموخته است که صهیونیست ها هر آنچه را که در توان داشته و دارند بر گسترش اشغالگری و چپاول آنان بر آمده و می آیند. مروری بر مبارزات توده ها در مقابل ارگانهای سرکوب از یک طرف و وحشی گری های اسرائیلیان در مقابل خواسته های بحق فلسطینیان از طرف دیگر، گویای این واقعیات است که جنگ و جدالی که در سراسر سرزمین فلسطین براه افتاده است، جنگ بین دو نیروی انقلاب و ضد انقلاب بر سر خواسته های عادلانه و غیر عادلانه می باشد. خانه و کاشانه و سرزمین انسانهایی، توأم با خون و خونریزی توسط قداره بندان مورد تعرض قرار می گیرد؛ دنیای سرمایه داری، آنانرا بعنوان انسانهای "غیر منطقی" و بنابه تعریف های امروزی " تروریست" مورد خطاب قرار می دهد. این خواست اولیه، طبیعی و معقول هر انسانی از جمله توده های فلسطینی است تا با کمال آرامش، در سرزمین های مادری خویش زندگی نموده و در صلح و صفا و بدون خون و خونریزی ادامه ی حیات دهد. خواستی که مدتهاست در سر لوحه ی کار مبارزاتی توده های ستمدیده ی فلسطینی قرار گرفته است و بمنظور دستیابی به آن، با سنگ بمقابله با مسلح یون اسرائیلی بر خاسته اند. تاریخ مبارزات قهرمانانه ی توده های ستمدیده ی فلسطینی نشان داده است که صهیونیست ها بمنظور تخطئه ی مبارزات فلسطینیان از هر روش، نیرو و امکاناتی سود می جویند تا توده ها را به تسلیم وا دارند. امّا بدلیل حقانیت، یگانگی، شناخت و آگاهی توده ها از منافع ی خویش علیرغم انحراف و سازش پذیری نیروهای لمیده در درون جنبش فلسطین، از خواسته های دیرینه و بحق خود عقب نشینی ننموده و همچنان با پایداری بر اعتقادات شان، خواب آرامش را از چشمان پر طمع غاصب گران ربودند. نقش نیروها در جنبش فلسطین جنبش فلسطین در طول حیات مبارزاتی خویش فاقد یک رهبری سالم، جهت دهنده و رهائی ساز بوده است. اگر چه هر از چند گاهی از دل خیزش های توده ای، نیروهایی سر در آورده و داعیه ی رهبری و هدایت سیاسی آنانرا بدوش کشیده اند؛ امّا در عمل بدلیل نا توانی ها و نا استواری های شان به منافع توده ها، دچار لغزش و در نهایت به سازش با سرکوبگران جنبش فلسطین در غلطیدند. سازمان آزادیبخش فلسطین بعنوان بزرگترین سازمان توده ای که از محبوبیت وسیعی برخوردار بوده است، علیرغم مبارزات چندین دهه اش علیه ی اشغالگران، قادر نگردیده است تا منافع سازمانی خود را، همسو و هم جهت با خواسته های بحق فلسطینیان نماید. سیاست عقب نشینی، مذاکره و سازش به متدهای روتین این سازمان در دوره های متفاوت تبدیل گردیده است و این سازمان بجای سامان بخشیدن و اتکاء به قدرت و منافع ی توده های فلسطینی، در صدد امتیازگیری سازمانی از امپریالیست ها - صهیونیست ها بر آمده است. عقب نشینی و سازش در دومین دهه ی فعالیت این سازمان، رها نمودن توده های در بند فلسطین در دستان کثیف اشغالگران، نمونه ی هر چند کوچکی از تاکتیک های مبارزاتی مدعی رهبری توده های فلسطینی می باشد. هزاران نیروی مسلح و سازمانیافته با توافق امپریالیست ها – صهیونیست ها و دولت های مرتجع ی منطقه بعنوان "گوشت قربانی" به این و آن کشور تقسیم گشته اند تا در مقطعی دیگر و بنا به نیاز سرمایه های بین المللی بمنظور به انحراف کشاندن و سد کننده ی مبارزات جنبش ضد امپریالیستی – صهیونیستی مورد بهره برداری قرار گیرند. در بستر چنین شرایطی جنبش فلسطین بار دیگر از حمایت سازمانهای انقلابی اصیل و جهت دهنده در درون بدور ماند و بمانند گذشته، تنها و بدون حمایت مادی نیروهای انقلاب، در مقابل سرکوبگران به حرکت خویش ادامه داده تا جائیکه عرصه را بر سرکوبگران تنگ و تنگ تر نموده است. با وجود واقعیات فوق و ناتوانی امپریالیست ها – صهیونیست ها بر مهار جنبش های اعتراضی فلسطینیان و همچنین بروز تغییر و تحولات بین المللی در اوائل دهه ی ۱۹۹۰، بار دیگر نقش و خوش رقصی سازمان آزادیبخش فلسطین برهبری یاسر عرفات بیشتر و بر جسته تر گردیده که نتایج آنرا در نشست با جانیان توده ها و در نهاین رفتن به پای میز مذاکره، به نیابت از توده های فلسطینی و امضای قرارداد "اسلو" با صهیونیست های اشغالگر مشاهده نمود. امضای قرار داد "اسلو" مرحله ی عریانی و پایانی سازش ِ، سازمانی بود که سالها بمنظور کسب رهائی توده های ستمدیده در سنگر توده ها، علیه اشغالگران بمبارزه برخاسته بود که در نهایت با اعطای "دولت خود گردان" فلسطین از سوی امپریالیست ها – صهیونیست ها، در کنار ارگان های سرکوبگر اسرائیل به انجام وظایف ارتجاعی اش پرداخته و می پردازد. از آن ببعد سعی شده است تا جنبش فلسطین از دو سو، هم از سوی سرکوبگران اسرائیلی و هم توسط توسط "خودی" ها از درون خاموش و سرکوب گردد. "دولت خود گردان" فلسطین در واقع نه بعنوان بازوی انقلاب ضد امپریالیستی در منطقه بلکه بعنوان ترمز کننده ی مبارزات توده ها، ایفاء نقش نموده و می نماید. تداوم سیاست های تعرض گونه ی صهیونیست ها در دوران "صلح" به خانه و کاشانه توده ها، دستگیری مبارزین و مخالفین، دیوار کشی، پای بندی و ادامه ی سیاست اشغال بر این حقیقت تاکید می ورزد که "دولت خود گردان" فلسطین به عنوان ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به کارکردهای سرمایه داران، عملکرد داشته و هدفی جز تشویق و "رام" نمودن توده های ستمدیده که سالها در مقابل اجحافات و اشغالگران بمبارزه برخاسته اند، ندارد. بموازات آن باید به وجود نیروهای اسلامی مرتجع ای که از سوی دولت های منطقه تقویت و حمایت می شونند، اشاره نمود تا به عمق جنایات روا شده به فلسطینییان و فقدان یک سازمان جدی مدافع ی زحمتکشان بیشتر پی برد. بجرات میتوان تاکید نمود که امروزه جنبش فلسطین فاقد یک سازمان جدی سازمانیافته در عمل، علیه ی اشغالگران و تمامی مرتجعین می باشد. نگاهی به عملکردهای تا کنونی این سازمانها نشان می دهد که آنان نه به منافع ی توده ها بمنظور رهائی از اشغال، بلکه به چک و چانه زدن ها و به بازی گرفتن آنان از سوی امپریالیست ها – صهیونیست ها در معادلات سیاسی دولتمردان مشغولند. وجود چنین درک هایی در صفوف نیروهای غیر دولتی در سرزمین های فلسطینی، بر این نکته پای می فشارد که منافع ی این جریانات و سازمانهای ارتجاعی، اساساً با منافع ی توده های ستمدیده بیگانه می باشد و فلسطینییان آزادیخواه و مبارز باید صف خود را با سازمانهای مرتجع جدا ساخته و آنانرا از صفوف خود طرد و سیاست های ضد خلقی شانرا افشاء سازنند. نقش و حمایت امپریالیست ها از صهیونیست ها واقعیت این است که زور و بروز جوامع طبقاتی باعث گردیده است تا مرزهای تاریخی – جغرافیایی در هم بریزد و هر جا که حاکمین، بنابه منافع و مصالح ی خویش صلاح دانسته اند، با قشون و لشکرکشی و با براه اندازی جنگ و خونریزی، سرزمینی را به تملک خویش در آورنند. بر اساس چنین واقعیاتی حمایت امپریالیست ها و بویژه امریکا از صهیونیست ها، ریشه در قبل از اشغال سرزمین فلسطینییان دارد. امپریالیزم امریکا از زمان تأسیس دولت یهود تلاش نموده است تا با ارسال کمک های مالی – نظامی، سلطه ی صهیونیست ها را در منطقه ی خاورمیانه تثبیت نماید. برسمیت شناختن اولیه ی دولت یهود توسط دولت های مرتجع ی منطقه از قبیل مصر، اردن، سوریه و لبنان، زمینه ساز و مشروعیت بخشیدن به سیاست اشغالگری صهیونیست ها از سوی آنان بوده است. از آنزمان تا کنون امپریالیزم امریکا همواره در قبال خواسته های فلسطینییان بدفاع از سرکوبگران اسرائیلی پرداخته است و یک لحظه از پشتیبانی آنان دریغ نورزیده است. حمایت از کشتار بی وفقه ی فلسطینییان از سوی ارگانهای سرکوب رژیم صهیونیستی و ارسال تازه ترین ابزار و سلاح های مدرن از زمره سیاست های حمایت گرایانه ای است که از سوی امپریالیزم امریکا بکار گرفته شده و می شود تا منافع صهیونیست ها به عنوان یک دولت غاصب و استثمارگر حفظ شود. در پایان همزمان با اتخاذ و عملی نمودن سیاست اشغالگری از سوی امپریالیست ها، جنبش های اعتراضی – توده ای چه در فلسطین و چه از سوی حامیان و مدافعین توده های محروم فلسطین در دیگر نقاط دنیا شکل گرفته است و هر از چند گاهی سیاستمداران غارتگر را به تکاپو انداخته است تا بزعم خویش معضل اساسی جنبش فلسطین را به انحای گوناگون پاسخ دهند!! بکارگیری زور و خشونت عریان، نفوذ در صفوف نیروهای مبارز و سازش با آنان، طرح صلح و قراداد "اسلو" ، تغییر در رهبری و کابینه ی "دولت خود گردان" و غیره همه نشان از آن دارد که می خواهند تا جنبش فلسطین را بهر طریق ممکنه خاموش و در جهت دلخواه ی خویش سازمان دهند. نگاهی به ایجاد دولت یهود، نفوذ و مذاکره با نیروهای "مدافع ی" فلسطینییان و در پایان توافق کامل بر سر منافع ی توده ها نشاندهنده ی این حقیقت است که امپریالیست ها علیرغم بکارگیری تمام ترفندها از درون و بیرون، موفق به اجرای کامل سیاست هایشان در سرزمین های فلسیطینییان نبوده و نمی باشند. آنان بر این باور بوده و هستند که به پاس سلاح و تجهیزات نظامی و با مذاکره و در نهایت سازش با سازمانهای فلسطینی قادر خواهند گردید تا "نظم" و "آرامش" دلخواه ی سرمایه داران را در سرزمین فلسطین برقرار نمایند. امّا مبارزات چندین دهه و خونین فلسطینییان علیه اسرائیلیان، نشان داده است که نه تنها سیاست های تجاوز و سرکوبگرایانه علیه ی توده های ستمدیده کارساز و مفید واقع نگشته است، بلکه آنانرا بمخاطره ی هر چه بیشتری انداخته و می اندازد. ایستا و به تنگنا رسیدن قرارداد "اسلو"، گویای این واقعیات است که جنبش پیشرونده ی فلسطینیان، کاملاً در تخالف با منافع ی امپریالیستی – صهیونیستی و سازمانهای وابسته به آنان به پیش می رود و امپریالیست ها با اجرای شعبده بازی هایی از قبیل "نقشه راه"، تعیین محمود عباس به رهبری "دولت خود گردان"، قادر به کنترل آن نبوده و نمی باشند. جنبش فلسطین طی دهه ها مبارزه بخوبی به امپریالیست ها – صهیونیست ها و تمامی مرتجعین وابسته، آموخته است که تا مادامیکه توده ها به حقوق حقه ی خویش که همانا کسب سرزمین مادری شان از صهیونیست ها می باشد، دست نیابند، دست از مبارزه بر نداشته و همچنان معضل فلسطینییان با سنگینی بیش از گذشته حیات خواهد داشت. توده های ستمدیده ی فلسطین در شرایطی از ظلم و ستم رهائی خواهند یافت که زورگویان بهمراه تمامی دار و دسته های ریز و درشت شان، با دستان توانمند محرومان فلسطینی به زباله دان تاریخ سپرده شوند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم اردیبهشت 1384ساعت توسط شباهنگ راد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیدهاند و محترم شمردن به حقوق و ارزشهای انسانی در دنیای خود ساختهی آنان کاملاً بیمسما گردیده است. این چه زمانهای است که محرومترین اقشار جامعه میبایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند. این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایهریزی نمود که در آن انسانها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابهی سازندگان اصلی هر جامعهای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند. تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسانها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامهی حیات دهند. |
|